{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شود
آدم از دست خودش گاهی گریزان می شود

بر لبانش خنده می دوزد ولی دلشاد نیست
زیر بار غصه ها ناچار خندان می شود

مثل شب بویی که شب هنگام خوشبو می شود
از طلوع روز نو غمگین و ترسان می شود

معنی زندان که ترکیب اتاق و میله نیست
گاه آزادی خودش هم مثل زندان می شود

وای بر روزی که شاعر خسته و غمگین شود
آخر هر مصرع و هر واژه گریان می شود
دیدگاه ها (۱)

هر کجا باشی ، در آنجا ، یار..! می نازم به توبی شماران عاشقم ...

دعوی عشق ، ز هر بُلهوسی می آیددست بر سر زدن، از هر مگسی می آ...

آن قَدَر حرف دراین سینه تلنبارشدهکه دلم مثنوی« مخزن الاسرار ...

در شهر غریب و بی نشان می گردمدلخسته و گیج و ناتوان، می گردما...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ⁴³یک هفته گذشته بود...همه ...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

طعم تلخ زندگی گاهی دو چندان می شودآدم از دست خودش گاهی گریزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط