{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خیلی دعا کردم نشد

خیلی دعا کردم نشد
مشک و بغل کردم نشد
داداش حسین شرمندتم ، رفتم که برگردم نشد
چشمام نمیبینه داداش ، بدجوری دستام خاکیه
هر کار میشد کردم نشد ، شرمنده مشکم خالیه
از داغه افتادم زمین دستام برام کاری نکرد
تا خیمه ها راهی نبود مشک آبروداری نکرد
دندون گرفتم عشق تو ، سینه سپر کردم نشد
خواستم علمداری کنم رفتم که برگردم نشد

3:)قربون غیرتت یاابالفضل( :3)
دیدگاه ها (۵)

Novel panleo ♡ #part⁶² ♡『 leoreza 』آدمای زیادی رو از طبقه ی ...

خیلی دعاکردم نشد...مشک رو بغل کردم نشد...داداش حسین شرمندتم....

خیلی دعا کردم نشدمشک و بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتم ، رفتم...

خیلی دعا کردم نشدمشک و بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتم ، رفتم...

خیلی دعا کردم نشدمشک رو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم ک...

خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم که...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

خیلی دعا کردم نشدمشکو بغل کردم نشدداداش حسین شرمندتمرفتم ک ب...

خیلی دعا کردم نشد....مشکو بغل کردم نشد....داداش حسین شرمندتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط