{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میگویند شاد بنویس....................

میگویند شاد بنویس....................

نوشته هایت درد دارد.................
و من یاد مردی میوفتم که با ویالونش گوشه خیابون شاد میزند.....

اما با چشمای خیس..........
دیدگاه ها (۵)

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند... همه از دوست فقط چشم و دهن...

من فقط دارم سعی میکنم همرنگ جماعت شوم،اما می شود کمی کمکم کن...

نمیترسم از کسی که هزار کتاب دارد.............. و هر روز یکی...

حكایت من حكایت كسی است كه عاشق دریا بود اما قایق نداشت دلب...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹²_بخش دوم_همراه دو پسر راهی جمع کوچکشان گوشه س...

P58ماشین آروم بین خیابون‌های خیس سئول حرکت می‌کرد،نور چراغ م...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو میکا_____وارد سالن ...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

dark life = 15

وارث ماه خاموش

🌙 وارث سایه‌ها | پارت ۱۹صدای بارون آرام روی شیشه‌های عمارت م...

سه☆پارتی.......p.3بعد اروم به تخت نزدیک شد و روی صندلی کنارش...

....پارت هشتم....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط