{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تف به سمی که می خورم اما...

تف به سمی که می خورم اما...
تف به این رگ، که می برم اما...
تف به این ادعای خودکشی ام
تف به سیگارهای ناخوشی ام
تف بــــه بطری خالــــی مشروب
تف به هنگام قی شدن در جوب
تف به مردی که زخم خورد از پشت
تف به سیمین که نادرش را کشت
تف به جرمی که تحت اکران است
به سکانسی که توی زندان است
تف به اینقدر بی شرف بودن
به طرفدار هــــــر طرف بودن
تف به این انقلاب رنگــــی کـــه...
تف به آن سال های جنگی که...
تف به نسلی که روی کار آمد
با دهانـــــی پـــر از شعار آمد
تف به نسلی که نسل هیزم شد
زیــــر آتش تــفاله اش گـــــم شد
تف به مایی که نسل شصتیم
دهـــه ای که به درد معتادیــم
تف به مایی که ارّه ارّه شدیم
گرگ بودند و بــاز بره شدیـــم
زنده زنده بـه گورمان کردند
با شکنجه صبورمان کردند
تف به دردی که بــی مسکن بود
تف به زجری که عاملش ژن بود
تف به مردی که بوی زن می داد
شهر بــــوی سزارین مـــــی داد
تف به خون چروک خورده ی من
بچه ی توی تشت، مرده ی من
تف بـــــه رویت اســید پاشـیدن
پشت هم رو به قبله شاشیدن
تف بــــه این اعتقاد لعنتـــی ام
تف به این جزوه ی شریعتی ام
تف به این سر به راه ماندن ......
دیدگاه ها (۱)

وقتی که شب بساط غزل رو به راه شدبغضم شکست و عاشقی ام را گواه...

مانند  قایقی  که  اسیر  تلاطم استدر پیچ و تاب زلف تو آرامشم ...

قو

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد   فریبنده زاد و فریبا بمیرد  شب ...

🖤 قفس سیاهپارت بیست‌وهفتم | سفر به سئولصبح زود، لانا و جونگک...

معاملهp2سه روز بعد، کاروان خاندان کیم مقابل عمارت جئون توقف ...

سکوت🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌ویکم 𓆪 🖤🥀اسما به سارا خیره مانده بود.ـ «...

امروز، یکم مهر، سالروز میلاد استاد محمدرضا شجریان است؛ خسرو ...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

فیک تهکوک وارث زار

وارث سایه ها

🖤 پارت ۲۸ | «یک قدم تا حقیقت»لانا کاغذ را محکم در دستش گرفت....

🌙 وارث سایه‌ها | پارت ۱۹صدای بارون آرام روی شیشه‌های عمارت م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط