{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که شب بساط غزل رو به راه شد

وقتی که شب بساط غزل رو به راه شد
بغضم شکست و عاشقی ام را گواه شد
 
او رفت و آتشی به دلم زد که ناگهان
طبعم به شعر غم زده ای پا به ماه شد
 
دیشب پیام داد که دنیای من تویی
فورا" ولی نوشت ببخش اشتباه شد
 
با دیگران اگر غزلی عاشقانه بود
هر وقت پیش چشم من آمد سیاه شد ـ
 
تنها به این بهانه که نامحرم همیم
وقتی به ما رسید محبت گناه شد
 
روحم همیشه کنج نگاهش پلاس بود
حیف از جوانیم که در آنجا تباه شد
دیدگاه ها (۱)

مانند  قایقی  که  اسیر  تلاطم استدر پیچ و تاب زلف تو آرامشم ...

امشب غزل مرا به هوایی دگر ببرتا هر کجا که میبردت بال و پر بب...

تف به سمی که می خورم اما...تف به این رگ، که می برم اما...تف ...

قو

وقتی که شب بساط غزل رو به راه شدبغضم شکست و عاشقی ام را گواه...

وقتی که شب بساط غزل رو به راه شدبغضم شکست و عاشقی ام را گواه...

وقتی که شب بساط غزل رو به راه شدبغضم شکست و عاشقی ام را گواه...

وقتی که شب بساط غزل رو به راه شدبغضم شکست و عاشقی ام را گواه...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

ترامپ :آنها می‌خواهند فوراً تنگه هرمز را باز کنند. می‌دانید ...

پرداخت درب منزل

﹘✿゙ ៸ ៸ թ𝚛𝚒𝚗᪲𝚌𝚎𝚜𝚜 ୄୱ 🌸𝆹𝅥‌  ‌ ‌ ‌  ‌  ‌تمام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط