باد بوی همه ی خاطره ها را آورد...
باد بوی همه ی خاطره ها را آورد...
حال این شاعر بی حوصله را جا آورد...
و صدای تو در آن خاطره ها می پیچید...
بچه ها جمله بسازیدهمه با آورد...
من نوشتم که غم واژه ی نان را دیشب...
جسد بی رمق و خسته ی بابا آورد...
شب سردی است و من توی خودم می لرزم...
باد با خود همه ی خاطره ها را آورد...
یک نفر جیغ زد و نیمه شب هشتم تیر...
شعر را مثل خودم مرده به دنیا آورد....
مریم آریان
behnazak
حال این شاعر بی حوصله را جا آورد...
و صدای تو در آن خاطره ها می پیچید...
بچه ها جمله بسازیدهمه با آورد...
من نوشتم که غم واژه ی نان را دیشب...
جسد بی رمق و خسته ی بابا آورد...
شب سردی است و من توی خودم می لرزم...
باد با خود همه ی خاطره ها را آورد...
یک نفر جیغ زد و نیمه شب هشتم تیر...
شعر را مثل خودم مرده به دنیا آورد....
مریم آریان
behnazak
- ۶۹۰
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط