{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این روزها با در و دیوار حرف می زنم

این روزها با در و دیوار حرف می زنم
شبیه کودکی که
رازِ سر به مُهر تنهایی نگاهش را
تنها می تواند با مجسمه ای در میان بگذارد که
زبان بسته تر از آن است تا
غرورش را پیش دیگران، چوبِ حراج زند..
این روزها مدام عشق می ورزم.. به
در، به دیوار، به سیگار .. به هرچه که بی زبان تر است..
خیره می شوم و
زبان باز می کنم رو به حرف های مُعطل در دلی که
گوشی برای شنیدن شان پیدا نکردم..
این روزها مدام
از گوشه دنجِ پارک ها سر در می آورم،
جایی که بشود با تندیسه های تنهایی، دوکلمه حرف حساب زد..
مبادا از فرطِ بی کسی، دلم قبل از خودم بمیرد..
دیدگاه ها (۵)

وقتی پای نبودنت وسط باشدخودآزاری می شود ایدئولوژیِ تمام افکا...

زمان به وقت دلتنگیروی عقربه ی انتظارمحکوم به توقفوتسلیم ثانی...

کنارم نشسته ایی دررویایمخیره به امواج آبیومنبا سیگاری روشن م...

سلام من وپای شکسته همین الان یهوی

⁰⁰ : ⁰⁰⁰⁵`⁰⁶`⁰²..گویا قلم در دستانم قلم شده و افکارم در انبو...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش دوم_ ریچل_به خانه که برگشتم ویل رفته بود.آ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

ادامه پارت ۵

🖤 قسمت سوم وقتی حق انتخاب از فاطمه گرفته شد...هنوز داغ پد...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۴✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط