{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کنارم نشسته ایی دررویایم

کنارم نشسته ایی دررویایم
خیره به امواج آبی
ومن
با سیگاری روشن میان انگشتان همیشه خسته
درگیرخاطرات ازدست رفته ای هستم
تاسوزدلی رانمایان کند
که درجغرافیای عشق
تنگترین نقطه دنیاست!!!
دیدگاه ها (۳)

این روزها با در و دیوار حرف می زنمشبیه کودکی که رازِ سر به م...

وقتی پای نبودنت وسط باشدخودآزاری می شود ایدئولوژیِ تمام افکا...

سلام من وپای شکسته همین الان یهوی

:: به نام جنون..به زبان عُشاقی کهاز همه چیز می گذرند تا از ع...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑥_بخش دوم_ری_به جای خالی‌اش کنا...

اسم فیک : همسر قراردادی آقای جئون

میدونی وقتی میبینمتوقتی صدات رو میشنوموقتی که دارمتاحساس میک...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

سایه‌روشنِ نیمهِ شب.صدایِ تیک‌تاکِ ساعتِ دیواری، تنها صدایی ...

پارت دوم: برخورد دو پادشاهپورت سئول، ساعت ۳ بامداد. صدای برخ...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

سناریو تهیونگ

پارت نهم: شمارش معکوسشب به کندی می‌گذشت، اما برای رزا، هر ثا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط