{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد

گرچه چشمان مرا دوری تو دریا کرد

 

درخودم گم شده بودم که رسیدی باعشق

غافل از خودشدنم در تو مرا پیدا کرد

 

بی تو یک عمر لبم بر سخن مبهم بود

آمدی نام تو خط لب من معنا کرد

 

مَثَلِ شوق تماشای تو و سوختنم ...

شعله ی شمع به پروانه ی بی پروا کرد

 

زیر چشمی به تو هر بار نگاهم افتاد

رنگ رخساره مرا پیش همه رسوا کرد

 

خواستم توبه کنم از تو که ترکم کردی

عشق در گوش دلم نام تو را نجوا کرد

 

آدمیزاده ی اخراجی ام از کوی بهشت

دلخوشم-حضرت حق- با نفس حواکرد

 

 در نفس های خود اعجاز مسیحا داری

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کرد
دیدگاه ها (۱)

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا کر...

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا کر...

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا کر...

‌ عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا ...

‌ عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا ...

عطر پیراهنت احساس مرا احیا کردگرچه چشمان مرا دوری تو دریا کر...

قدری آهسته...دلم پشت غزل جاماندهبدست علیرضا بابایی در دسته م...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط