{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرو رفته ام در خود

فرو رفته ام در خود
چشمانم بغــــــــــض دارد...
مانده ام بين دو راهي
بين خواســـــتن و رفـــــتن
هيــــــــــس !
التماست ميکنم
حرفي نزن که منتظر بهانـــــه ام
منتظرم تا بشکنم اين بغض لعنتي را
زل زده ام به دور دست ...
تا بغض چشمانم را نبيني!
خستــــــــــه ام
فاصلــــــــــه گرفته ام از همه
انتظاري نداشته باش!
مــــــــــن ...
حتي قـــــيد خودم را هم زده ام!
يــــــــــخ زده احساسم ...
ميلرزد دستانم ...
پشــــــــــت ميکنم به همه ...
بس است زندگـــــي !
من بريده ام
تاوان کدام اشتباهم را پس مي دهم ؟!
خدايــــــــا
فقط بگو چقدر ديگر بايد تحمل کنم ؟
مــــــــــن !
ميخواهم انصــــــــــراف بدهم از اين زندگـــــي ...!
دیدگاه ها (۱۳)

پیش می آید اینچنین بی پروا خیالاتی شوم بی مقدمه و بی حاشیه....

گاهى ... دلت "به راه" نیست!!ولى "سر به راهى" ...خودت را میزن...

ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﺮﺩ ، ! ﻧﮕﻮ ﮐﻔﺮ ﺍﺳﺖ ، !!... ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺩ...

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط