فرو رفته ام در خود
فرو رفته ام در خود
چشمانم بغــــــــــض دارد...
مانده ام بين دو راهي
بين خواســـــتن و رفـــــتن
هيــــــــــس !
التماست ميکنم
حرفي نزن که منتظر بهانـــــه ام
منتظرم تا بشکنم اين بغض لعنتي را
زل زده ام به دور دست ...
تا بغض چشمانم را نبيني!
خستــــــــــه ام
فاصلــــــــــه گرفته ام از همه
انتظاري نداشته باش!
مــــــــــن ...
حتي قـــــيد خودم را هم زده ام!
يــــــــــخ زده احساسم ...
ميلرزد دستانم ...
پشــــــــــت ميکنم به همه ...
بس است زندگـــــي !
من بريده ام
تاوان کدام اشتباهم را پس مي دهم ؟!
خدايــــــــا
فقط بگو چقدر ديگر بايد تحمل کنم ؟
مــــــــــن !
ميخواهم انصــــــــــراف بدهم از اين زندگـــــي ...!
چشمانم بغــــــــــض دارد...
مانده ام بين دو راهي
بين خواســـــتن و رفـــــتن
هيــــــــــس !
التماست ميکنم
حرفي نزن که منتظر بهانـــــه ام
منتظرم تا بشکنم اين بغض لعنتي را
زل زده ام به دور دست ...
تا بغض چشمانم را نبيني!
خستــــــــــه ام
فاصلــــــــــه گرفته ام از همه
انتظاري نداشته باش!
مــــــــــن ...
حتي قـــــيد خودم را هم زده ام!
يــــــــــخ زده احساسم ...
ميلرزد دستانم ...
پشــــــــــت ميکنم به همه ...
بس است زندگـــــي !
من بريده ام
تاوان کدام اشتباهم را پس مي دهم ؟!
خدايــــــــا
فقط بگو چقدر ديگر بايد تحمل کنم ؟
مــــــــــن !
ميخواهم انصــــــــــراف بدهم از اين زندگـــــي ...!
- ۴۳۱
- ۲۸ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط