{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فرو رفته ام در خود

فرو رفته ام در خود
چشمانم بغــــــــــض دارد...
مانده ام بين دو راهي
بين خواســـــتن و رفـــــتن
هيــــــــــس !
التماست ميکنم
حرفي نزن که منتظر بهانـــــه ام
منتظرم تا بشکنم اين بغض لعنتي را
زل زده ام به دور دست ...
تا بغض چشمانم را نبيني!
خستــــــــــه ام
فاصلــــــــــه گرفته ام از همه
انتظاري نداشته باش!
مــــــــــن ...
حتي قـــــيد خودم را هم زده ام!
يــــــــــخ زده احساسم ...
ميلرزد دستانم ...
پشــــــــــت ميکنم به همه ...
بس است زندگـــــي !
من بريده ام
تاوان کدام اشتباهم را پس مي دهم ؟!
خدايــــــــا
فقط بگو چقدر ديگر بايد تحمل کنم ؟
مــــــــــن !
ميخواهم انصــــــــــراف بدهم از اين زندگـــــي ...!
دیدگاه ها (۱۳)

میان برگ های چرمی:𝓪𝓶𝓲𝓭 𝓽𝓱𝓮 𝓵𝓮𝓪𝓽𝓱𝓮𝓻𝔂 𝓵𝓮𝓪𝓿𝓮𝓼✨️پارت𝓟𝓪𝓻𝓽⁴:⁴🕊از ز...

فرو رفته ام در خودچشمانم بغــــــــــض دارد...مانده ام بین د...

فرو رفته ام در خود چشمانم بغــــــــــض دارد... مانده ام بين...

فرو رفته ام در خودچشمانم بغــــــــــض دارد...مانده ام بین د...

نوشته:شب بیداری نویسنده:مائده تیرم شب بیداری هایم مال تو ...

(Part21)

#طاها چشم چرخوندم تو اجزای صورتش ،این بود هدف انتقامه من ،با...

تا حالا بی دلیل گریه کردی برای چشمان مردی که دیگر پیدا به زن...

از صبح حالش روال نبود و نمیفهمیدم چرا پکره! سرم و تکیه دادم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط