{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ستاره‌های دو قلب

ستاره‌های دو قلب
Part 6:

**از زبون دامیان:**
*خانواده دیزرها سندی رو فرستادن چک کنه. می‌گه "عاشق شو، برادر!" می‌خوام آنیا رو به خونه دعوت کنم. ترسناکه اما هیجان‌انگیزه...*

**از زبون آنیا:**
*بابا لوید می‌گه "استراتژی عشق: هدیه بده، حرف بزن." مامان یور: "با قلب پیش برو!" یوری برادرعمه: "حفاظتش کن!" حالا آماده‌ام! 🌟*

**از زبون لوید:**
*به عنوان جاسوس، این عشق ماموریت جدیده. دامیان پسر خوبیه، اما چک می‌کنم. آنیا خوشحاله، پس موفق!*

**از زبون نویسنده:**
دامیان آنیا رو به عمارت دیزر برد. سندی استقبال کرد: "خواهر آینده!" لوید و یور از دور نظارت داشتن، یوری آماده مداخله. شام رمانتیک زیر شمع‌ها، عشقشون قوی‌تر شد.
دیدگاه ها (۰)

ستاره‌های دو قلب Part 7: **از زبون دامیان:** *شام با خانواد...

ستاره‌های دو قلب Part 8 : **از زبون دامیان:** *بوسه دیشب خ...

ستاره‌های دو قلب Part 5:**از زبون دامیان:** *مهمونی بکی عال...

ستاره‌های دو قلب Part 4:**از زبون دامیان:** *صبح فردا، هنوز...

ستاره‌های دو قلب Part 10: **از زبون دامیان دیزر:** *نیمه‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط