{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیشب خواب دیدم در ویرانه ها گنجی است، و زیر خاکستر آتش بو

دیشب خواب دیدم در ویرانه ها گنجی است، و زیر خاکستر آتش بود. به هرجا دویدم خود را بر زمین دارای نشانه ای یافتم. این چشم کیست نگران، و آن انگشت کیست نمایانگر؟ این کله گوشه کدام پهلوان و آن تار موی کدام دلارام؟ دیدم همه نیاکان من اند.
بیضایی
دیدگاه ها (۲)

به سلامتی اون پیرمردی که وقتی‌ ازش پرسیدن عشق چیست گفت همونی...

منو ببخش که. ندیده میگرفتم التماس اون نگاه نگرون رو. منو ببخ...

گُفت :چند سال داری؟ گفتَم :‌ روز های تکراری زندگی ام را که ...

غربت یعنی به دنبالِ کسی گشتن و همه را شبیه او دیدن همه را با...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹¹هوا کاملاً تاریک شده بود و باران ه...

part58. . کنار تخت یونجون نشسته بود و دستاشو گرفته بود و پیش...

تکاپو پارت 110:تقصیر توئه🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍اما هنوز چند قدم بیشتر بر...

پا شو ای مست که دنیا همه دیوانهٔ توستهمه آفاق پر از نعرهٔ مس...

یکی از نشانه های فرهنگی در مناطق مختلف جهان و ایران، لباس ها...

سردار سرسپرده جولان عشق کیست؟تنها امیر فاتح میدان عشق کیست؟ع...

روز تولد آذرنوش

اثرانگشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط