{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز بالاخره صدای گوشی قدیمی‌به گوشم‌رسید.

امروز بالاخره صدای گوشی قدیمی‌به گوشم‌رسید.
شماره اشنا بود
--الو؛ صدا هم‌اشنا بود
*نفس هاش رو که‌نگو انگار همین دیروز‌بود که شنیده بودم
اما غم صداش برام نا اشنا بود
باور نداشتم‌ یا نمیخواستم که باور کنم کسی که تمام سالها دیوارش حتی یک‌ترک‌هم ‌نداشت امروز صداش شکسته بود شاید هم دلش
از چی و از کی ....
و‌من باز
--الو
و‌باز همون صدای غریب و غم:
__فقط ساکت بمون و‌گوش کن
من ....و باز گریه
__تو چی
الو تو چی نصف به‌جون شدم
__من ....و گریه گریه گریه
من اشتباه کردم
___چه اشتباهی؟
چی شده
__من من ....
من زندگیم و با کسی تقسیم کردم که فکر میکردم از تو بهتره
*سکوت سکوت سکوت (هیچ چیز نمیشه گفت دنیا دور سرم خراب شده بود ولی فقط سکوت )
___من من اشتباه کردم
من و ببخش
*بوق بوق بوق
و من همچنات مات و مبهوت به شماره نگاه میکردم
خدایا این چه تقدیریست
خدایا کمکش کن
من راضی به شکستنش نبودم
تموم ارزوم خوشبختیشه
من چه غلطی کنم با این حالم
:(
:(
دیدگاه ها (۱)

تو همین لحظه که دلگیرم ازت از همیشه به تو وابسته ترم اگه حس ...

بــــرای رفتن ...چمدان می بندند بــــرای مــاندن ...دل ! مـن...

.

.

پارت ۲۱ خلاصه حسنا برگشت ایرانو برای عروسی دختر خاله اش اون ...

مهمونی پارت ۴۲

رمان قرارداد سرنوشت

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_27گوشیو از جیبم در آوردم دست...

مافیای خشن من پارت اخر....

my snow ❄#my_snowPT30~بعد از این همه سال...یه خنده‌ی کوتاه م...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

#خورشیدوماه 🌙☀️part=24(فصل2)«دیدگاه ایرانا» رسیدیم خونه، سلا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط