زندگی رویایی:پارت ۶۴
زندگی رویایی:پارت ۶۴
~اشکالی نداره
+ولی ....اوپا.... اون...اون باکره...بودنم رو.... ازم گرف ...بعد بهم....میگه هرزه(با گریه)
~چیی
+اوپا..فلیکس ...اون امروز...میخواست بهم...تجاوز کنه... اون ت...آبم...یه چی ریخت بود...چشمام سنگین بودن
~چه غلطی کردن..با چه حقی اینجوری دارن خواهرم رو اذیت میکنن(داد)
خواست بره که دستش رو گرفتم
+نرو..
~بزار به حساب این عوضیا برسم
+اوپا..نه لطفا
~ا.ت...
+اوپا من میخوام برم
~کجا
+اوپا میخوام برم آمریکا
~چی...
+اوپا گوش بده بهم
من نمیتونم اینجا بمونم ...خیلی سختمه میخوام یه جا دور برم ...حای که نه کوک باشه ....نه فلیکس
~من چی
+اوپا میدونم برات سخته ولی من دیگه نمیکشم لطفا (گریه)
~بزار ببینم چی میشه
اوهمی گفتم و جیمین پاشد بره هنو دستش رو دستگیره در نذاشت که گفتم
+لطفا کاری نکن بزار من با ارامش برم
~سعیم رو میکنم
گفت و رفت بیرون و من شروع کردم به گریه کردن
~اشکالی نداره
+ولی ....اوپا.... اون...اون باکره...بودنم رو.... ازم گرف ...بعد بهم....میگه هرزه(با گریه)
~چیی
+اوپا..فلیکس ...اون امروز...میخواست بهم...تجاوز کنه... اون ت...آبم...یه چی ریخت بود...چشمام سنگین بودن
~چه غلطی کردن..با چه حقی اینجوری دارن خواهرم رو اذیت میکنن(داد)
خواست بره که دستش رو گرفتم
+نرو..
~بزار به حساب این عوضیا برسم
+اوپا..نه لطفا
~ا.ت...
+اوپا من میخوام برم
~کجا
+اوپا میخوام برم آمریکا
~چی...
+اوپا گوش بده بهم
من نمیتونم اینجا بمونم ...خیلی سختمه میخوام یه جا دور برم ...حای که نه کوک باشه ....نه فلیکس
~من چی
+اوپا میدونم برات سخته ولی من دیگه نمیکشم لطفا (گریه)
~بزار ببینم چی میشه
اوهمی گفتم و جیمین پاشد بره هنو دستش رو دستگیره در نذاشت که گفتم
+لطفا کاری نکن بزار من با ارامش برم
~سعیم رو میکنم
گفت و رفت بیرون و من شروع کردم به گریه کردن
- ۷.۱k
- ۲۶ اسفند ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط