برای باتوبودن خستهام بحث تلافی نیست
برای باتوبودن خستهام بحث تلافی نیست
برای باکسی بودن یکسقف کافی نیست
من از تکرار بی انگیزه ی هر روز؛ دلگیرم
من از این لحظه های انتظار مرگ ؛می میرم
نگو حالا بیا من خوب خواهم شد برای تو
نمانده هیچ احساسی که بنشینم به پای تو
تمام راه را بی تو ،بدون عشق ،تنهایی..
تمام راه را با بی کسی هایت بپیمایی
غزل مثل بهاری در خزان شعرهایم مرد
و طعم عاشقی هم بر لبان شعرهایم مرد
پرم از دغدغه؛حسرت؛پرم از نفرت و سردی
پرم از زخمهای خنجر از پشت نامردی
پرم از شعر بیتابی که دربند قوافی نیست
برای باتو بودن خستهام بحث تلافی نیست
برای باکسی بودن یکسقف کافی نیست
من از تکرار بی انگیزه ی هر روز؛ دلگیرم
من از این لحظه های انتظار مرگ ؛می میرم
نگو حالا بیا من خوب خواهم شد برای تو
نمانده هیچ احساسی که بنشینم به پای تو
تمام راه را بی تو ،بدون عشق ،تنهایی..
تمام راه را با بی کسی هایت بپیمایی
غزل مثل بهاری در خزان شعرهایم مرد
و طعم عاشقی هم بر لبان شعرهایم مرد
پرم از دغدغه؛حسرت؛پرم از نفرت و سردی
پرم از زخمهای خنجر از پشت نامردی
پرم از شعر بیتابی که دربند قوافی نیست
برای باتو بودن خستهام بحث تلافی نیست
- ۶۱۳
- ۰۴ مرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط