#وانشات

#وانشات


*وقتی چانگبین پلیسه و بخاطر پرونده خطرناکش باهاش قهر بودی*


با تموم شدن حرفم لباشو گذاشت رو لبام و با دلتنگی بوسید...منم دستمو دور گردنش حلقه کردم...که براید استایل بلندم کرد...و با کم اوردن نفس ازم جدا شد...
_: نمیدونی چقدر خستم و دلم میخواد به اندازه این یک هفته ای که تو بغلت نخوابیدم بخوابم...
: منم همینطور بینی... منم...
و بوسه ای رو گونش گذاشتم که به سمت اتاقمون رفت...منو رو تخت گذاشت و سرشو گذاشت رو سینم و به خواب رفت...منم با نوازش موهاش کم کم چشمامو گرم شد و خوابم برد...
دیدگاه ها (۱)

به مناسبت تولد "RM"

کپشنننن😌💘عروسک من😈🔞پارت هشتاد و چهار "آرینا"سرهان دستشو دور ...

کپشنننننن مهمهه🚫😈عروسک من😈🔞پارت چهل و ششصدای پرنده دم پنجره ...

چند پارتی (درخواستی)

پارت ٨:با بالا تنه برهنه جلوم وایستاد بدن عضله ای داشت واقعا...

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

رمان :{تا وقتی که عاشقت شدم }

وقتی برادر ناتنیت بود.

ابلیس

طلسم چشای بانمکت/p21/فصل ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط