{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۲
ات ویو
اون ...اون جولیا بود دختر آناو چانگ یه سال از من بزرگتر بود( آنا قبل از اینکه با پدر ات ازدواج کنه با چانگ رابطه داشته و جولیا به دنیا اومده)
ات ویو
با دیدن جولیا ترسیدم ولی زود خودمو جمع کردم یه پوزخند زدم که جولیا بیشتر حرصی شد منم به دیوار کناریم تکیه دادم
جولیا یه چشم غره ای به من رفتو رفت طرف چانگ نرسیده به چانگ ایستاد و صدای فاکیشو ناز کردو باباشو یعنی چانگ صدا زد
چانگ که داشت مهموناشو بدرقه میکرد بعد از رفتن مهموناش به طرف جولیا اومد
فقط خدا میدونه که جولیا چی سرهم کرد و به چانگ گفت که قیافش یهو اونجور عصبی وترسناک شد بعد جولیا روبه من کرد و یه لبخند فاوی زد و از کنارم رد شد
چانگ نگاه عصبیشو به من داد و به م اشاره کرد که برم اتاقم داشتم از پله ها میرفتم بالا که با حرف چانگ که بیشتر شبیه داد بود متوقف شدم
چانگ:ات (با صدای بلند)
برگشتم سمتش..‌...

<این پارت شرط نداره>
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳چانگ: ات(با صدای بلند)ات با صدای،چانگ سر جاش ایستادات ...

پارت۴به خاطر همین نرفتم تو اتاقم پشت یه دیوار فالگوش وایسادم...

پارت ۱ات ویوسلام من کیم اتم ۱۴ سالمه تو یه خونواده پولدار زن...

معرفی شخصیت ها ات:دختر با احساس ولی به دلایلی به یه دختر سر...

part53 عشق پنهاننویسنده: جونگ کوک به زور دستش رو بلند کرد سم...

نیمه ی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط