{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هوا

هوا
سرد است و
آتشِ نگاهِ تو روشن...!

چایِ باران
در فنجانِ قهوه ای چشمم
دَم کشیده است ؛

نترس!
شانه ات را نزدیک تر کن
دردهایم از دهن افتاده اند...
دیدگاه ها (۳)

بچــــــــــــــــــﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡﺍﺯ ﺑﺲ ﻣﻐــــــــــــــــــﺮﻭﺭ ﺑ...

حرف دلــــــــــه خودمه پس گــــــــــوش کــــــــــن!!!⇩⇩↯⇩...

سخت است تحمل ثانیه هایی که نمیگذرندسخت است تحمل شب هایی که ص...

صبح...ات طبق عادت همیشگی پایین آمد.اما این بار...کوک سر میز ...

پرسه در جنگل... صبح...نور ملایم خورشید اتاق را روشن کرده بود...

موسیقی

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

پرسه در جنگل.... شب...بعد از اینکه هر دو کتابشان را بستند......

تک‌پارتییی جدید از تهیونگگگگگ شیییی؟؟:) به قلم لینا شی:)نور ...

اسم:عشق مافیا شخصیت اصلی :جونگکوک-ات شخصیت های فرعی: پدر ات ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

وقتی باران بند آمدباران از صبح می‌بارید.ات کنار پنجرهٔ کافه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط