هرگز به دست اش ساعت نمی بست !!!
هرگز به دست اش ساعت نمی بست !!!
روزی از او پرسیدم :
پس چگونه است
که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟
گفت:
ساعت را از خورشید می پرسم …
پرسیدم :
روزهای بارانی چطور؟
گفت:
روزهای بارانی
همهی ساعت ها ساعت عشق است !!!
راست می گفت
یادم آمد که روزهای بارانی
او همیشه خیس بود
…………………………………………………………………………………………………….
باران بهاری هم عالمی دارد …
روزی از او پرسیدم :
پس چگونه است
که همیشه سر ساعت به وعده می آیی؟
گفت:
ساعت را از خورشید می پرسم …
پرسیدم :
روزهای بارانی چطور؟
گفت:
روزهای بارانی
همهی ساعت ها ساعت عشق است !!!
راست می گفت
یادم آمد که روزهای بارانی
او همیشه خیس بود
…………………………………………………………………………………………………….
باران بهاری هم عالمی دارد …
- ۸۶۸
- ۱۶ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط