{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قهوه ی تلخ پارت

قهوه ی تلخ پارت ۵
ج. چیییییییییییییییییییی خواهرتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت
ت. چته داد میزنی اره خواهرمممممم
جیمین در شک است و درفکر فرو رفته است
ت. جیمینننننننننننننن
ج. ها ها چیه بله
ت. سه ساعته دارم صدات میکنم
ج. ببخشید تو فکر بودم
ت. اوک
یکی به ته زنگ میزنه ناشناس
ناشناس. سلام کیم تهیونگ
ت. تو کی هستی
ج. چی میگه؟
ت. یه دقیقه ساکت شو جیمین
ج. سکوت
ناشناس. میخوای بدونی که پدر مادره واقعیتو گشته؟
ت. چی میگی عوضی
ج. بزار رو بلندگو
_گذاشتن رو بلندگو
ناشناس. پدرو مادر واقعیت نمیخوای بدونی
ت. خفه شو عوضی (عربده)
ویو ا.ت
همینطوری نشسته بودم روی تخت و استراحت میکردم که صدای داد ته ته بلند شد رفتم ببینم چی شده که درو که باز کردم شنیدم مرد پشت تلفن میگفت
ناشناس. یعنی پرو مادر واقعیتون انقدر هم براتون ارزش ندارن که بدونی قاتلشون کیه؟
ا. این عوضی چی میگه هاااااا
ت. برو تو اتاقتتتتت(داد)
ویو ا.ت
خیلی ناراحت شدم هم از حرف یارو پشت تلفن هم از ته ته اولین باره سرم انقدر بد داد میزنه
رفتم رو تخت نشستم و زانو هامو بغل کردم و شروع کردم به گریه که یهو
شرط ۲۰ لایک ۴۰ کامنت
دیدگاه ها (۸۵)

قهوه ی تلخ پارت ۶که یهو.... در باز شد اون نمیدونم کی بود همو...

قهوه ی تلخ پارت ۷..... که یهو در باز شد تهیونگ با عصبانیت کا...

قهوه ی تلخ پارت ۴ویو ا.ت سیاهیویو جیمینشتتت دوست دختره ته ک...

قهوه ی تلخ پارت ۳ویو جیمین گوشیش رو بار کردم رفتم تو گالری ر...

عشق غیر ممکن part 3

۳ عاشق پارت ۱۲ ویو ا/ت وای سرم، سرم درد میکنه وای چشمامو باز...

"سرنوشت "p,48...هیون : بسه دیگهه ( داد ) تا کی میخای بخاطر ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط