بابام داشت با عصبانيت نصيحتم مي کرد منم داشتم چايي ميخورد
بابام داشت با عصبانيت نصيحتم مي کرد منم داشتم چايي ميخوردم
يه دفعه گفت تو چيکاره اي ؟
منم با جديت تمام چاييو بهش نشون دادم گفتم : من يک کاپيتان هستم
هيچي ديگه 4 روزه به لطف مادرم تو راهرو ميخوابم
يه دفعه گفت تو چيکاره اي ؟
منم با جديت تمام چاييو بهش نشون دادم گفتم : من يک کاپيتان هستم
هيچي ديگه 4 روزه به لطف مادرم تو راهرو ميخوابم
- ۱.۲k
- ۲۹ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط