{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یادگاری از عشق

یادگاری از عشق
p¹⁵
"ویو دو هفته بعد"

بسته قرصم تموم شده باید به این پسره بگم برام بگیره

رفتم پایین که نبود

_اجوما میدونی دوست ارباب کجاس؟

$نمیدونم حتما رفته بیرون

_اجوما میتونم برم بیرون

$برای چی؟

_قرص ضد بارداری میخوام بخرم

$ببخشید عزیزم ارباب اجازه نمیده

_توروخدا ازش اجازه بگیرین که برم یا دوستش برام بگیره

$گفت مسافرتم بهم زنگ نزن

_هوفففف باشه

رفتم توی اتاقم لعنتی اگه حامله بشم چی هم خودم هم اون بچه میمیره

"ویو دو روز بعد"

این پسره اصلا نمیاد منم این دو روز قرص نداشتم که بخورم

یه حالتایی بهم دست داده میترسم حامله شده باشم

یهو دیدم در باز شد

سریع از پله ها اومدم پایین ‌که جسم بی جون اون پسره رو دیدم که لباساش پارس و خونیه

سریع سمتش رفتم و کمکش کردم بره بالا

بردمش توی اتاق و گذاشتمش روی تخت

_چ...چی شده؟

×به تو ربطی نداره سریع برو جعبه پانسمان رو بیار

_(نمک در نمک دان شوری ندارد تهیونگ با کسی شوخی ندارد)

_باشه

رفتم و از اجوما جعبه رو گرفتم و سمت پسره رفتم

پنبه رو دراوردم و بتادین رو روش ریختم و آروم به زخمش مالوندم(چقدررر منحرفففف چقدرررر...)که صدای آخش در اومد

_ببخش...ببخشید تحمل کن

×بچه من این چیزا برام عادیه

به حرفش گوش ندادم و آروم پنبه رو روی زخمش دوباره کشیدم

پانسمان کردم و دستامو به هم تکوندم و تمومش کردن
دیدگاه ها (۶)

یادگاری از عشقp¹⁶_تموم شد×چطوری جونگکوک میتونه با تو بدرفتار...

یادگاری از عشقp¹⁷"ویو ۱ ساعت بعد"ویو ا.ت"چشمام رو کم کم باز ...

یادگاری از عشقp¹⁴+تو هم پاشو برو کمک اجوما_خیلی آشغالی+منو ع...

یادگاری از عشقp¹³"ویو دو ساعت بعد"ویو ا.ت"با صدای داد و بیدا...

پارت ۵ویو کوکرفتم سمت رودخونه..هوا خنک بود..آروم لباس هارو م...

عشقی دوبارهp⁴"ویو ا.ت"واقعا دلیلی نمیبینم به فکر اون پسرمآخه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط