{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سالها پیش روی تخته سیاهی نوشته بودند ؛

سالها پیش روی تخته سیاهی نوشته بودند ؛
روزها پشت سرهم می روند .
تو میمانیُ این جمله من ،
" و ناگهان چه زود دیر می شود"
دیدگاه ها (۱)

‍ حرف‌های ما هنوز ناتمام ....تا نگاه می‌کنی وقت رفتن استباز ...

ایشون خانم «آنه مری شیمل» هستنمستشرق آلمانی کهدرباره اسلام ب...

P⁵ساعت دقیقاً ۱۲ شب بود.سوآه، یورا و هاری جلوی همان ساختمان ...

📜🌙 #داستانک | شب‌نامه 🕯️«نوشته‌های روی کاغذ، دقیقاً شبیه درخ...

🖤 پارت ۲۷ | «حقیقت»لانا جلوی در ایستاد.داخل اتاق تاریک بود.ر...

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت بیستم 𓆪جیمین هنوز به عکس روی میز خیره ...

RESPECT OR DIE : پارت نهمپشت عکس یک جمله نوشته شده بود:«اگر ...

نمی‌خوام بهونه بیارم، ولی این داوری واقعاً آدمو منفجر می‌کنه...

🚩زلنسکی دلقک اومده این کلیپ رو داده بیرون که مثلا وسط خط مقد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط