{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای غزل زندگی ، دفتر اشعار من

ای غزل زندگی ، دفتر اشعار من
ای نفس و جان من ، رونق بازار من

ای گره خورده به تو، زندگی و جان من
باز نکن دلبرا ، این گره از کار من

موی پرشان تو ، حسرت هر لحظه ام
حلقه ی گیسوی تو جنت و گلزار من

هر چه بخواندم غزل ، یاد تو افتا ه ام
هر چه به چشم آمدم ، آن رخ دلدار من

سجده به سویت کنم ، نیست برایم حرج
چونکه ببخشد خدا ، جمله ی اوزار من

در طلبت نازنین ، می دهم این جان خویش
جان بطلب تا دهم ، تا بود آثار من

گر تو نباشی دمی کس نبود محرمی
هر کسی از ره رسد در پی آزار من

چشم و چراغ منی سقف اتاق منی
تکیه نمودم به تو سلسله دیوار من

وصف نمودم تو را سقف و جدار و چراغ
چون تو پناه منی ، دلبر و ابصار من
دیدگاه ها (۳)

ﺷﺪﻡ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﭼﺸﻤﺎﻧﺖ ﺷﻔﺎﯾﻢ ﻣﯿﺪﻫﯽ ﯾﺎﻧﻪ؟ﺩﻟﯽ ﺑﺸﮑﺴﺘﻪ ﺁﻭﺭﺩﻡ ﺩﻟﻢ ﺭﺍ ﻣﯽ...

لحظه ی تلخ جدایی یادته  باد سردی توی خونه می وزیدهمه ی اتاقو...

وقتش شده یک عکس زیباتر بگیرمباید کنارت جلوه ای دیگر بگیرمتو ...

ﻋﺎﺷﻘﻢ … ﺍﻫﻞ ﻫﻤﯿ...

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت چهارم: در جستجویِ خاطراتِ خاک‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط