ای غزل زندگی ، دفتر اشعار من
ای غزل زندگی ، دفتر اشعار من
ای نفس و جان من ، رونق بازار من
ای گره خورده به تو، زندگی و جان من
باز نکن دلبرا ، این گره از کار من
موی پرشان تو ، حسرت هر لحظه ام
حلقه ی گیسوی تو جنت و گلزار من
هر چه بخواندم غزل ، یاد تو افتا ه ام
هر چه به چشم آمدم ، آن رخ دلدار من
سجده به سویت کنم ، نیست برایم حرج
چونکه ببخشد خدا ، جمله ی اوزار من
در طلبت نازنین ، می دهم این جان خویش
جان بطلب تا دهم ، تا بود آثار من
گر تو نباشی دمی کس نبود محرمی
هر کسی از ره رسد در پی آزار من
چشم و چراغ منی سقف اتاق منی
تکیه نمودم به تو سلسله دیوار من
وصف نمودم تو را سقف و جدار و چراغ
چون تو پناه منی ، دلبر و ابصار من
ای نفس و جان من ، رونق بازار من
ای گره خورده به تو، زندگی و جان من
باز نکن دلبرا ، این گره از کار من
موی پرشان تو ، حسرت هر لحظه ام
حلقه ی گیسوی تو جنت و گلزار من
هر چه بخواندم غزل ، یاد تو افتا ه ام
هر چه به چشم آمدم ، آن رخ دلدار من
سجده به سویت کنم ، نیست برایم حرج
چونکه ببخشد خدا ، جمله ی اوزار من
در طلبت نازنین ، می دهم این جان خویش
جان بطلب تا دهم ، تا بود آثار من
گر تو نباشی دمی کس نبود محرمی
هر کسی از ره رسد در پی آزار من
چشم و چراغ منی سقف اتاق منی
تکیه نمودم به تو سلسله دیوار من
وصف نمودم تو را سقف و جدار و چراغ
چون تو پناه منی ، دلبر و ابصار من
- ۹۴۴
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط