پارت

پارت ⁵

توی هر
گروهی که جز مهمترین و قدیمترین پایه و اساس این منطقه رو دارن باید یک انسان معمولی داشته باشند فرقی نمیکنه که دختر باشه یا پسر ا. ت: اها پس من همچین نقشی دارم؟
جونگ کوک: تقریبا. حالا اگر سوال دیگه ای نداری برات یکم دارو و غذا میارم استراحت کن بعد تورو با اینجا یکم اشنا تر میکنم .

ت: ولی یه لحظه صب کن مگر نگفت خون اشام و شیطان من چطوری بهش اعتماد کنم؟
یه لحظه جونگ کوک شی من چطور میتونم به شما اعتماد کنم؟ از کجا معلوم که به من اسیبی نمیرسونی؟
جونگ کوک : من واقعا نمیخوام بهت اسیب برسونم و بهت نیاز داریم تا خودمو به بقیه ثابت کنم و اینکه خب اگر میخواستم اسیب برسونم ازت مراقبت نمیکردم و نمی اوردم اینجا منم رگه انسانی دارم و حق ندارم این کارو بکنم .نمیدونم تو چه فکری میکنی ولی خب من فقط میتونم
همینارو بگم کاری به ذهنم نمیرسه تا اعتمادت رو جلب کنم و اینکه الان اومدی اینجا نمیتونی از این منطقه خارج بشی.
ا. ت:باشه جونگ کوک شی .به نظر دیگه چاره ای واسم نمونده بود پس باید خودم بعدش ببینم چه خبره .
خسته بودم و خوابیدم .....

نظر فراموش نشه ترخدا💔💞
لایک بالای ۱۸ تا🙂💜
دیدگاه ها (۵)

سناریو نامجون

شبتون خوش من فردا امتحان دارم باید زود بخوابم بای تا فردا🌊😭

پارت ۵ فیک دروازه سیاه رو بزارم یا نه فردا بزارم؟نوشتمش

سناریو تهیونگ

قلب یخیپارت ۱۷از زبان ا/ت:جونگ کوک: من به خودم افتخار میکنم ...

قلب یخیپارت ۱۴با اینکه شرط هارو رعایت نکردید ولی گذاشتم، نه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط