{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاب تاب عباسی ......

تاب تاب عباسی ......

یادش بخیر اون بازی ........ !!

هربار قسم می دادم ......

خدا منو نندازی .........

اما الان ........

تاب تاب عباسی .......

" خدا " خستم از بازی .........

دنیا چقدر تابم داد ...........

کاشکی منو بندازی ............. !!!!!!!!!!!!!
دیدگاه ها (۱)

.

.

اینم خودم هستم

.

★彡   Part 21 彡★ ناگهان، غریزه ای در وجودم من رو وادار به تاب...

امروز یه روز عادی نیست.

#عاشقانه_های_من#دابسمش #دابسمش_زیبا #موزیک #ترانه #آهنگ#زیبا...

پارت ۵۶

★彡   Part 16 彡★ زمزمه ی آرومش تو گوشیم پیچید: ببخشید"چی؟""یه...

رمان جونگ کوک

رمان: گرفتار تو (فصل دوم)قسمت ششم: بیداریِ تلخ در قفسِ طلاوق...

رمان: گرفتار توپارت شانزدهم (بخش اول: بازی با آتش)هنوز نفسم ...

پارت ۳۴: تله‌ی نامرئیوقتی رسیدیم به اون پاساژِ لوکس و بزرگِ ...

📖 رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت دوازدهم: نقطهٔ ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط