{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Ninth member of SKZ

★ Ninth member of SKZ.....
Chan:چان برات حکم داداش بزرگ‌ترت رو داشت . خیلی وقتا با سونگمین رو سرش میریختین و اذیتش میکردین و اخر سر هم مجبورتون میکرد یک هفته تمام کارای خونه رو شما دو نفر انجام بدین...
Minho:با مینهو همیشه تمرینای دنستون رو انجام میدادید . میدونست توی رقصیدن مهارت های زیادی داری ولی چون وقت گذروندن باهات رو دوست داشت بیشتر باهات تمرین میکرد و همیشه هم قبل رفتن به کمپانی باهم میرفتن به کافه و صبحانتون رو اونجا میخوردید...
Changbin:با این مرد فقط باشگاه میرفتی و از طرفی پوستتو می‌کند و همش بهت تمرین می‌داد و میشه گفت میخواست ورژن دخترونه ی خودش بشی (عضله های فراوان😗) همیشه هم اخر هفته ها میرفتید به پاتوق دو نفرتون و مثل خرس غذا میخوردین....
Hyunjin:هیونجین بهت توی نقاشی کشیدن کمک میکرد . بعد نقاشی کشیدنتون هم تفریحتون هم این بود که بشینین گیم بزنین ، همیشه ی خدا هم میکروفوناتون آن بود و به بقیه فحش میدادین بدون اینکه به بقیه‌ی اعضا که دور خونه بودن توجه کنین....
Jisung:خل بازیات با ایشون بود . همیشه هم وقتی بیکار بودین گیتار میزدید یا وقتی دوتایی داخل خوابگاه تنها بودید اسپیکر رو وصل میکردید و میکروفون و می‌گرفتید و آهنگ میخوندین و مسخره بازی در میوردید .....
Felix:رابطتون خیلی ناز و سافت بود . همیشه قبل خواب باهمدیگه حرف میزدید و غیبت میکردید . بعد از ظهرا که حوصلتون سر میرفت ، باهم بیرون میرفتید و همیشه هم در حال عکس گرفتن بودید و اونا رو پست میکردید جوری که بیشتر فنا فرندشیپتون رو دوست داشتن... ⁦(⁠◕⁠દ⁠◕⁠)⁩
Seungmin:همیشه در حال اذیت کردن بقیه اعضا بودین مخصوصا چان . همه رو سیخ میدادین به قدری که همشون جمع میشدن و دنبالتون میکردن اما شما دو نفر از سونیک هم سریع تر بودین . صبحایی هم که صدات میزد و بیدار نمیشدی آب یخ روی سرت خالی میکرد و تو هم تلافیشو بدجوری سرش در میوردی....
Jeongin:با جونگین همیشه استایلاتون مچ بود و همیشه همه‌چیتون رو ست میکردید و طوری که یه موقع هایی که بیرون میرفتید مردم فکر میکردم کاپل هستین . فنا همیشه در حال شیپ کردن شما بودن و هر سری از مومنتاتون ادیت میزدن . خب کی میدونست ؟ شاید همشون واقعی بود....
دیدگاه ها (۵)

★Met him for the first time....Part one....(February 14 , 20...

Part two....با خوردن اخرین پیک گونه‌هاش سرخ تر شد . چند لحظه...

Part two......تا به خودش بیاد دید روی کاناپه‌ی کنار در افتاد...

★Røck band....Part one....در حال کوک کردن گیتارش بود و و از ...

سناریو بلولاک

چند پارتی از چان: (وقتی اون.....)p1تو و چان سه چهار سالی میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط