#رز_زخمی_من

#رز_زخمی_من

part. 95

*جونگکوک و ات دراز کشیدن،جونگکوک پشت ات رو به سینش چسبوند و دستشو زیر شکم ات گذاشت و آروم نوازش میکرد.*

جونگکوک. کجای بدنت درد داره؟

ات. عضله رون هام

*جونگکوک با دستش اروم رون های ات رو ماساژ میداد.ات برمیگرده سرشو روی سینه جونگکوک گذاشت.*

ات. ناراحتت کردم؟

جونگکوک. نه

ات. ببخشید

جونگکوک. گفتم که ناراحت نشدم عذر خواهی نکن، حالا بخواب

*شب گذشت،ات توی بغل گرم جونگکوک خوابید.صبح وقتی نور خورشید افتاد روی صورت ات ات صورتش رو توی گردن جونگکوک فرو برد.*

جونگکوک. فرشته کوچولو بیدار شو

ات. نهه

جونگکوک. شب مهمونی داریم یادته؟

ات. نه، بعدشم با این بهونه هنوز بیدار نمیشم

جونگکوک. مهمونی هلنا، یادت اومد؟ میخوای بریم؟

ات. البته که میخوام برم

جونگکوک. باشه

ات. لباس ندارم

جونگکوک. بریم خرید؟

ات. نه حوصله ندارم، سفارش میدم بگو به یکی از محافظا برام بیارن

*جونگکوک گوشیش رو داد دست ات.وقتی که با چشمای خواب الود به صفحه گوشی نگاه میکرد و کارای سفارش رو انجام میداد،قلب جونگکوک اب میشد،لبخند گرمی زد،و موهای ات رو نوازش کرد،و ات رو مثل یه نوزاد محکم تر بغل کرد.*

ات. تموم شد

جونگکوک. خوبه، منتظرم سلیقت رو ببینم

ات. تا الان سلیقه خوبم معلوم نشده؟

جونگکوک. البته که سلیقت بی نظیره، مثلا من

ات. خودشیفته *خنده*

*زمان گذشت، کل روز جونگکوک و ات با بازی و خنده و شادی گذشت،که لباس های ات رسیدن،دیگه تقریبا ساعت 6بعد از ظهر بود.*

جونگکوک. من میرم دوش بگیرم

ات. نه... اول من میرم

جونگکوک. خب با من بیا

ات. نه، زود میام

*ات سریع یه دوش گرفت و با حوله از حموم خارج شد.جونگکوک با دیدنش لبخند زد،قطره های آب روی صورت ات رو با گوشه ای از حوله پاک کرد و گونه ات رو بوسید.*

جونگکوک. مثل یه بچه شدی

ات. برو دوش بگیر

جونگکوک. چشم

*موقعی که جونگکوک داشت دوش میگرفت ات لباس زیر پوشید و همونطور شروع کرد به خشک کردن موهایش،بعد از15دقیقه جونگکوک اومد.یه حوله دور کمر داشت.*

جونگکوک. موهاتو خشک کردی؟

ات. اره

*جونگکوک موهاشو یکم خشک کرد،و در حالی که موهاش نم داشت،موهاشو حالت داد.ات لباسش رو پوشید،و رفت شروع کرد به ارایش کردن.*
#فیک
دیدگاه ها (۳)

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

گل خونی پارت 52داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خ...

چند پارتی

Cruel Love پارت ۱۱-:از خدا تم باشه همه ارزوشون با من حرف بزن...

چندپارتی جونگ کوک

بریم برای پارت گذاری بیب ها؟🧸بزن بریم هوراااااویو«ا/ت»با صدا...

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : اول » جونگکوک با تکون خوردن تخت ب...

چندپارتی یونگی

پارت۸که جونگکوک با گریه از خواب بیدار شد و محکم یوری رو بغل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط