{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو مرا آنقدر آزردي... كه خودم كوچ كنم از شهرت... بكنم دل

تو مرا آنقدر آزردي... كه خودم كوچ كنم از شهرت... بكنم دل ز دل چون سنگت... تو خيالت راحت... ميروم از قلبت... ميشوم دورترين خاطره در شبهايت... تو به من ميخندي... و به خود ميگويي... باز مي آيد و مي سوزد از اين عشق... ولي بر نميگردم نه...! مي روم آنجايی... كه دلي بهر دلي تب دارد... عشق زيباست و حرمت دارد... تو بمان... دلت ارزاني هر كس كه دلش مثل دلت... سرد و بي روح شده است... سخت بيمار شده است... تو بمان در شهرت...!
دیدگاه ها (۲)

هنوز حرف آن پیرمرد یادمه که می گفت:مثل عصا باش...اگر هزاران ...

چِشمانت راببند...آسوده بخواب....من برای با تـــــــــو بودن ...

❤️💔❤️تو مرا آزردی، که خودم کوچ کنم از شهرت،تو خیالت راحت، می...

تو مرا...آنقدر آزردی... که خودم کوچ کنم از شهرت... ...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم‌کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

تو مرا آنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرتبکنم دل ز دل چون سن...

تو مرا آنقدر آزردی که خودم کوچ کنم از شهرت بکنم دل ز دل چون ...

تو مراآنقدر آزردی...که خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چ...

تو مرا . .آنقدر ازردی . .که خودم کوچ کنم از شهرت . .بکنم دل ...

تو مرا . .آنقدر ازردی . .که خودم کوچ کنم از شهرت . .بکنم دل ...

تو مرا آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت بِکَنَم دل زِ دل چون سنگ...

.تو مراآنقدر آزردیکه خودم کوچ کنم از شهرت...بکنم دل ز دل چون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط