{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آخرین باری که حرف میزدیم از آرزوها و رویاهامون برای هم تع

آخرین باری که حرف میزدیم از آرزوها و رویاهامون برای هم تعریف می کردیم،
میگفت آرزوم اینه که ای کاش الان کنارم بودی تا باتمام وجودم بتونم صدات لمس کنم و گرمای وجودت حس کنم ...
میگفت دوست دارم زل بزنم به چشمات و دونه دونه مژه هات بشمارم، میگفت دوس دارم موهات باز کنی و من تار بزنم و صدای عشق تو خونمون پر کنم !
گفتم میدونی من رویام چیه؟
همین الان، همین لحظه؟
گفت :جونم بگو رویات چیه؟
گفتم دوس داشتم الان پاییز بود و من وتو باهم تو خونه قدیمی که با هزار جور قرض خریدی ،
زیر درختا
روی سکوی سنگی گوشه حیاط نشسته باشیم و ماهی ها تو حوض اینور و اونور برن و تو از من یه چایی تازه دم طلب کنی...
ولی من به جای چایی با یه بوسه غافلگیرت کنم،یه چای لب سوز...
گفتم دلم میخواست نشسته باشیم و بلند بلند به ناکوکی دنیامون بخندیم و با نم نم بارونی که رو صورتمون میزنه بهم بگی عزیزم بریم تو ؟
سرما نخوری!
ولی من بگم: نه
بارون قشنگه
دلم میخواد همینجا باشیم و
بوی خاک نم خورده رو نفس بکشم و آغوش تو بشه گرم ترین سرپناه دنیا...
گفتم دلم خیلی چیزا میخواست ولی حالا که پاییز نیست، بارونم نمیاد ...حیاط خونمون هم حوض نداره ...اصلا تو که نیستی و همه اینا خیالاته ...
کاش برگردی
حتی شده به خیالاتم...

#مریم_اسماعیلی
دیدگاه ها (۱)

◝ تیمــــآرم‌ کــن . . ◟- #ParT_3 "┄┄┄┄┄┅┅┄<<😈🔥>>┄┅┅┄┄┄┄خودم...

ستاره ی من (پارت۶) (فالو:فالو)

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

موضوع :  وقتی که دلش برات تنگ میشه .*****نامجون **کاغذها رو ...

____[The Forbidden Crossing]____

وقتی درسش بد بودو ..

پارت ۱۵ — «نقشه‌ی شبانه»ساعت نزدیک یازده شب بود. تهیونگ روی ...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟔_ برو می‌خوام تنها باشم نیم نگاهی به چمدو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط