بوسه دردناک )
بوسه دردناک )
پارت ۱۱۲
شروع یک جمله
صدا پیامک گوشی تهیونگ به گوش الکس خورد تند دست دراز کرد و گوشی تهیونگو از روی میز چنگ زد بدون هیچگونه معطلی از روی صندلی بلند شد و تا جایی که میتونست پا قرص گرفت سپس با دویدن به سمت در خروجی تهیونگ تو گلو خندید " هی توت فرنگی " ...
تند پالتو خودش و الکس را برداشت و به دنبالش راهی شد از رستوران بیورن رفت و الکس را دید که پشت ستون ایستاده بود مثل دختر بچه ای که قائم موشک بازی میکرد نرم خندید و آروم سمتش رفت تا حدی که الکس نفهمد ... دستش را دراز کرد و یهویی با هجوم چنگ زد به دست الکس و گوشی را از دستش قابید و بلند خندید الکس به شدت در تعجب شد تند سمت تهیونگ چرخید
الکس : هیییی نامرد
تهیونگ: اسم خودته
الکس باز هم تند سمتش رفت ولی تهیونگ با لذت و اذیت کردن الکس دستش را بالا برد ولی الکس دختری بود که جا بزنه تند پرشت و به پرمیکرد ولی بهش نمیرسید تهیونگ بلند خندید سپس گفت
تهیونگ: هی.... بزار ببینم که چه شکلی بودی ای بابا
الکس باز هم پرسید
الکس : نه زشت بودم نه .. بدش میکنم لطفا تهیونگ لطفا خواعش میکنم ..
تهیونگ: کوتوله است نمیرسی
الکس از خشم خندید سپس دست به کمر ایستاد اخم کرد و گفت
الکس : پیششش بس کن تهیونگ خودت قدرنداری
تهیونگ سرش را خم کرد و تو صورت الکس نفس کشید خبیثانه گفت
تهیونگ: من قد کوتاه بودم دخترم قدش اینجوری بلند نبود
الکس ؛ ههه یعنی میگی دخترمون به تو رفته
تهیونگ خندید همچنان با تیله های عسلی مانند قهوه سوخته روی لب، گونه، مژه، چرخاند سپس گفت
تهیونگ: آره معلومه چون بچه ها به پدرش میرم
الکس برای زندگیش اولین بار کیوت شد و چشم هایش مضلوم ...
الکس : کیم ... لطفا نگاهش نکن ترو خدا
تهیونگ: شرط دارم
الکس ؛ گوشم به توئه لطفاً
تهیونگ: شرطی وجود نداره توت فرنگی
سپس صورتش را بلند کرد بلافاصله پالتو الکس را روی شونه هایش الکس کشید جدی گفت
تهیونگ: سرده لخت اومدی بیرون
الکس : عکسو نگاه میکنی
تهیونگ خم شد تو صورت الکس سپس لبش را خیس کرد خبیثانه گفت
تهیونگ: اگه نکنم بوسم میکنی
الکس نرم لبخند زد سپس با دو انگشت زد رو لب های تهیونگ
الکس : شیطون تلخ
سپس پست کرد به تهیونگ و شروع به قدم زدن کرد تهیونگ تند پالتو مشکی رنگش را پوشید سپس کنار الکس شروع به قدم زدن کردن
ساکت بود و سکوت را پسندیده بود نگاه های سنگین تهیونگ همیشه روی الکس بود و هست الکس آروم نگاهش کرد و لبخند زد ...
تهیونگ: سرد نیست ؟
الکس ؛ نه
پارت ۱۱۲
شروع یک جمله
صدا پیامک گوشی تهیونگ به گوش الکس خورد تند دست دراز کرد و گوشی تهیونگو از روی میز چنگ زد بدون هیچگونه معطلی از روی صندلی بلند شد و تا جایی که میتونست پا قرص گرفت سپس با دویدن به سمت در خروجی تهیونگ تو گلو خندید " هی توت فرنگی " ...
تند پالتو خودش و الکس را برداشت و به دنبالش راهی شد از رستوران بیورن رفت و الکس را دید که پشت ستون ایستاده بود مثل دختر بچه ای که قائم موشک بازی میکرد نرم خندید و آروم سمتش رفت تا حدی که الکس نفهمد ... دستش را دراز کرد و یهویی با هجوم چنگ زد به دست الکس و گوشی را از دستش قابید و بلند خندید الکس به شدت در تعجب شد تند سمت تهیونگ چرخید
الکس : هیییی نامرد
تهیونگ: اسم خودته
الکس باز هم تند سمتش رفت ولی تهیونگ با لذت و اذیت کردن الکس دستش را بالا برد ولی الکس دختری بود که جا بزنه تند پرشت و به پرمیکرد ولی بهش نمیرسید تهیونگ بلند خندید سپس گفت
تهیونگ: هی.... بزار ببینم که چه شکلی بودی ای بابا
الکس باز هم پرسید
الکس : نه زشت بودم نه .. بدش میکنم لطفا تهیونگ لطفا خواعش میکنم ..
تهیونگ: کوتوله است نمیرسی
الکس از خشم خندید سپس دست به کمر ایستاد اخم کرد و گفت
الکس : پیششش بس کن تهیونگ خودت قدرنداری
تهیونگ سرش را خم کرد و تو صورت الکس نفس کشید خبیثانه گفت
تهیونگ: من قد کوتاه بودم دخترم قدش اینجوری بلند نبود
الکس ؛ ههه یعنی میگی دخترمون به تو رفته
تهیونگ خندید همچنان با تیله های عسلی مانند قهوه سوخته روی لب، گونه، مژه، چرخاند سپس گفت
تهیونگ: آره معلومه چون بچه ها به پدرش میرم
الکس برای زندگیش اولین بار کیوت شد و چشم هایش مضلوم ...
الکس : کیم ... لطفا نگاهش نکن ترو خدا
تهیونگ: شرط دارم
الکس ؛ گوشم به توئه لطفاً
تهیونگ: شرطی وجود نداره توت فرنگی
سپس صورتش را بلند کرد بلافاصله پالتو الکس را روی شونه هایش الکس کشید جدی گفت
تهیونگ: سرده لخت اومدی بیرون
الکس : عکسو نگاه میکنی
تهیونگ خم شد تو صورت الکس سپس لبش را خیس کرد خبیثانه گفت
تهیونگ: اگه نکنم بوسم میکنی
الکس نرم لبخند زد سپس با دو انگشت زد رو لب های تهیونگ
الکس : شیطون تلخ
سپس پست کرد به تهیونگ و شروع به قدم زدن کرد تهیونگ تند پالتو مشکی رنگش را پوشید سپس کنار الکس شروع به قدم زدن کردن
ساکت بود و سکوت را پسندیده بود نگاه های سنگین تهیونگ همیشه روی الکس بود و هست الکس آروم نگاهش کرد و لبخند زد ...
تهیونگ: سرد نیست ؟
الکس ؛ نه
- ۱۹.۷k
- ۱۲ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط