{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر بدانم ...

اگر بدانم ...

این آخرین بار است که می بینمت ...

دستت را می گیرم ...

وَ به چشمانت زُل میزنم ...

وَ یک بار، تنها یک بار می گویم :

دوستت دارم ...

اما طوری بیانش میکنم ...

که لبخند ِمحکمی بزنی ...

اگر بدانم ...

این آخرین بار است که می بینمت ...

تمامِ دنیا را ...

برایت به عشق می کِشانم ...

تمامِ شعرها ...

باران ها را برایت نذر می کنم ...

مَن اگر بدانم این بارِ آخرِ زندگانی ست ...

تو را ...

طورِ دیگری دوست خواهم داشت ..

اما؛ افسوس ...

که هیچ کس نمی داند ...

هر روز بارِ آخریست که می بینمت ..:)
دیدگاه ها (۸)

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش دوم_ بدون چوبدستی وردی می...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❾با من بیا؛ با من به آن ستاره بیابه آن ستاره ای ک...

سناریو جونگکوک

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

پروانه جان

میبخشی پارت ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط