My lovely idol
✿My lovely idol✿
✯part:⁴⁷
چند وقت بعد جونگکوک و هیونا دوباره کنسرت داشتن دنس مثل همیشه عالی بود و حرف نداشت ولی لحظه آخر اتفاقی افتاد که همه تعجب کردن...
برای ژست آخر دنس فاصله صورت جونگکوک و هیونا خیلی نزدیک بود و جونگکوک به لحظه سخت تمرین تصمیم زندگی اش رو گرفت اینکه هیونا رو ببوسه.
همه فریاد های آرمی ها بلند شد هیونا از تعجب چشم های گرد شده بود با خودش میگفت خوابم؟ یا جونگکوک زده به سرش؟
از فردای اون اجرا دوباره آرمی ها به دو دسته تقسیم شده بودن کسایی که از هیونا و جونگکوک حمایت میکردن و کسایی که مخالف بودن اکثرا همه میگفتن فاصله سنی شوند زیاده و به جونگکوک توهین میکردم که پروفیل هست بعد از اون اجرا جونگکوک خودش رسماً با هیونا عکسی توی فضای مجازی گذاشتن و نوشت
« سلام آرمی اومدم براتون دوست دخترم رو معرفی کنم خانوم پاک هیونا خوشگل ترین دختر دنیا دیگه مال منه امیدوارم حمایتمون کنید✨♥️»
آرمی با دیدن دست دیونه شده بودن بعضی ها خوشحال بودن و براشون آرزوی خوشبختی میکردن و بعضی ها هم نه میگفتن این دختر لیاقت نداره
شب جونگکوک با خستگی برگشت خونه هیونا با اخم جلوی در منتظر بود
جونگکوک: چی شده؟
هیونا: زده به سرت؟
جونگکوک: نه گفته بودم که دلم میخواد زود تر تو رو به دنیا معرفی کنم
هیونا: جونگکوک ممکنه همه چیز همه تلاش هایی که با اعضا کردید همه چیز به خاطر من به باد بره
جونگکوک: نگران نباش همه چیز خوبه
هیونا: حداقل باید به منم میگفتی
هیونا با اخم روی مبل نشست و به جونگکوک نگاه نمیکرد
جونگکوک: اون موقع نمیذاشتی
هیونا: ...
جونگکوک: قهری؟
هیونا به جونگکوک محل نمیداد جونگکوک رفت پشت سرش روی مبل نشست
جونگکوک: پرنسس ؟
هیونا: ...
جونگکوک سرش رو روی شونه هیونا گذاشت و از پشت بغلش کرد
هیونا: ولم کن
جونگکوک: نه من عاشق پرنسس خوشگل خودمم ولت هم نمیکنم
هیونا: اونجوری صدام نکن
جونگکوک با فهمیدن نقطه ضعف هیونا لبخند زد
جونگکوک: چرا پرنسس؟
هیونا: تو خیلی بد جنسی
جونگکوک: میدونم ولی پرنسس کوچولو من اصلا براش مهم نیست من بد جنس باشم
هیونا یهو خنده اش گرفت
هیونا: تصور کن آرمی ها این وضعیت رو میدن چه حالی میشدن؟
جونگکوک با تصورش خندید از توی کیفش بطری کوچک شیر کاکائو رو آورد بیرون چشم های هیونا رو شیر کاکائو مونده بود
جونگکوک: حیف که پرنسس من باهام قهره ولی میخواستم اینو بدم بهش
زیر چشمی به هیونا نگاه کرد هیونا با اخم به جونگکوک نگاه میکرد جونگکوک بوسه ای روی گونه هیونا گذاشت و شیر کاکائو رو داد دستش
جونگکوک: حالا آشتی کردی؟
هیونا شیر کاکائو رو از دست جونگکوک گرفت
هیونا: نه
بلند شد و فرار کرد.
( ╹▽╹ )
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
✯part:⁴⁷
چند وقت بعد جونگکوک و هیونا دوباره کنسرت داشتن دنس مثل همیشه عالی بود و حرف نداشت ولی لحظه آخر اتفاقی افتاد که همه تعجب کردن...
برای ژست آخر دنس فاصله صورت جونگکوک و هیونا خیلی نزدیک بود و جونگکوک به لحظه سخت تمرین تصمیم زندگی اش رو گرفت اینکه هیونا رو ببوسه.
همه فریاد های آرمی ها بلند شد هیونا از تعجب چشم های گرد شده بود با خودش میگفت خوابم؟ یا جونگکوک زده به سرش؟
از فردای اون اجرا دوباره آرمی ها به دو دسته تقسیم شده بودن کسایی که از هیونا و جونگکوک حمایت میکردن و کسایی که مخالف بودن اکثرا همه میگفتن فاصله سنی شوند زیاده و به جونگکوک توهین میکردم که پروفیل هست بعد از اون اجرا جونگکوک خودش رسماً با هیونا عکسی توی فضای مجازی گذاشتن و نوشت
« سلام آرمی اومدم براتون دوست دخترم رو معرفی کنم خانوم پاک هیونا خوشگل ترین دختر دنیا دیگه مال منه امیدوارم حمایتمون کنید✨♥️»
آرمی با دیدن دست دیونه شده بودن بعضی ها خوشحال بودن و براشون آرزوی خوشبختی میکردن و بعضی ها هم نه میگفتن این دختر لیاقت نداره
شب جونگکوک با خستگی برگشت خونه هیونا با اخم جلوی در منتظر بود
جونگکوک: چی شده؟
هیونا: زده به سرت؟
جونگکوک: نه گفته بودم که دلم میخواد زود تر تو رو به دنیا معرفی کنم
هیونا: جونگکوک ممکنه همه چیز همه تلاش هایی که با اعضا کردید همه چیز به خاطر من به باد بره
جونگکوک: نگران نباش همه چیز خوبه
هیونا: حداقل باید به منم میگفتی
هیونا با اخم روی مبل نشست و به جونگکوک نگاه نمیکرد
جونگکوک: اون موقع نمیذاشتی
هیونا: ...
جونگکوک: قهری؟
هیونا به جونگکوک محل نمیداد جونگکوک رفت پشت سرش روی مبل نشست
جونگکوک: پرنسس ؟
هیونا: ...
جونگکوک سرش رو روی شونه هیونا گذاشت و از پشت بغلش کرد
هیونا: ولم کن
جونگکوک: نه من عاشق پرنسس خوشگل خودمم ولت هم نمیکنم
هیونا: اونجوری صدام نکن
جونگکوک با فهمیدن نقطه ضعف هیونا لبخند زد
جونگکوک: چرا پرنسس؟
هیونا: تو خیلی بد جنسی
جونگکوک: میدونم ولی پرنسس کوچولو من اصلا براش مهم نیست من بد جنس باشم
هیونا یهو خنده اش گرفت
هیونا: تصور کن آرمی ها این وضعیت رو میدن چه حالی میشدن؟
جونگکوک با تصورش خندید از توی کیفش بطری کوچک شیر کاکائو رو آورد بیرون چشم های هیونا رو شیر کاکائو مونده بود
جونگکوک: حیف که پرنسس من باهام قهره ولی میخواستم اینو بدم بهش
زیر چشمی به هیونا نگاه کرد هیونا با اخم به جونگکوک نگاه میکرد جونگکوک بوسه ای روی گونه هیونا گذاشت و شیر کاکائو رو داد دستش
جونگکوک: حالا آشتی کردی؟
هیونا شیر کاکائو رو از دست جونگکوک گرفت
هیونا: نه
بلند شد و فرار کرد.
( ╹▽╹ )
_____________________________________
#فیک #بی_تی_اس #جونگکوک #داستان #سرگرم_کننده #کیم_دو_یون #my #BTS
- ۳.۸k
- ۱۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط