{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*** برفِ پیری ***

*** برفِ پیری ***

برفِ پیری خیمه زد بر بامِ من .
آفتی بر این سپنج ایّامِ من .

او تبانی کرده با چرخ. زبون .
سخت و جانفرسا شد این فرجامِ من .

ناگهان شد جانشینی بر شباب .
یک به یک دندان ربود از کامِ من .

زعفرانی رنگ و هم پژمرده گون .
جانشین بر چهرِ حمرا فامِ من .

قامتم , هموار بودی چون الف .
شکلِ خم در خم گرفت اندامِ من

دم به دم با نسخه ها از هر طبیب .
بهرِ هر دردی دوا در جامِ من .

داغِ حسرت , تا ابد دارم به دل .
زان هما هائی که رفت از بامِ من .

مزدِ آن عمری که بردم درد و رنج .
ای فلک دادی چنین انعامِ من .

الهوار از روزگاری بی وفا .
کاینچنین افزون شده آلامِ من .

آرزوها داشتم , امّا چه سود .
یک دم این دنیا نشد همگامِ من .

شِکوه ها دارم و پرسش , صف به صف .
کو جوابی بهرِ استفهامِ من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میرسد بانگِ رحیل از کاروان .
سویِ آن ملکِ بقا , اعزامِ من .

* آن سمندِ آرزوهایم : عظیم .
بی گمان هر گز نگردد رامِ من .
======÷==÷÷÷=====
شعر از عبدالعظیم عربی = خوزستان .
دیدگاه ها (۲۱)

((( ناله های دل )))خداوندا : ببین حالم خرابه .امید و آرزو ,...

((( هنرِ عشق )))گرچه فرهاد چنان عاشقِ شیرین شده است .بیست...

* برای شادی ارواح اموات : الفاتحه مع الصّلوات *. ...

((( غمنامه )))روزگاری , این دلم مسرور بود .از غم و درد و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط