{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گودزیلای 8 ساله (مشخصا دهه هشتادی) که رفته جلو نشسته م

به گودزیلای 8 ساله (مشخصا دهه هشتادی) که رفته جلو نشسته میگم ببین عزیزم تو خارج تو اروپا بچه ها عقب می شینن تازه کمربندشونم می بندن
دایناسور شیشه رو کشیده پایین میگه هر وخ رفتیم خارج باشه عقب می شینم!!!!!
ینی خدا اینارو افریده تا صبر مارو بسنجه
دیدگاه ها (۶)

اینم عکس پسرم که رونیا جون خواسته بود.

ﻣﺮﺩﯼ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﮔﻞ ﻓﺮﻭﺷﯽ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ .ﺍﻭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﺩﺳﺘﻪ ﮔﻠﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺩﺭﺵ ...

با بابام نشستیم فیفا بازی می کردیم، بابام بارسلونا رو برداشت...

ای جانم...

#تجربه_من ۱۸۹#ازدواج_در_وقت_نیاز #ازدواج_آسان #حرف_مردم #فرز...

Heir of Light and Darknesspart : 3سه روز بعد. تهیونگ با اجبا...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت بیست و دوم: نقابِ شیشه‌ای و حقیقتِ ت...

فیک : همسر قراردادی آقای جئون

🍷 شراب قرمزقسمت هشتم: در تاریکیچراغ‌ها ناگهان خاموش شدند.تما...

Which onepart 15من که واقعا هیچی از حرفاش سردرنمیارم معلوم ن...

چند پارتی جونگ کوک

Iove and the moonPart22یونا: میگم کوک فردا شب دوتایی بریم شا...

رویای بزرگ#part56&ما کسی که شما رو کشونده کره هم پیدا کردیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط