{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🖤My little girl~»

🖤My little girl~»
🖤دختر کوچولوی من~»

🖤Part

جونگکوک آهی کشید و بعد خندید: اوه این؟؟ دستم زخم شده بود... انگار خونش ب لباسمم خورده!

حس میکردم داره دروغ میگه... یهو یاد حرف اون مرد افتادم که میگفت جونگکوک مافیاست و یه قاتل زنجیره ایه...

چشمامو محکم بستم و سرمو تکون دادم تا این افکار از سرم برن بیرون. ا. ت!؟ تو نباید به جونگکوک بی اعتماد بشی خب؟

رو به جونگکوک لبخند زدم و گفتم: اممم... میتونم یه چند روز به یاد قدیما... بیام کنارتون زندگی کنم؟

جونگکوک اولش شوکه شد ولی بعد با خوشحالی قبول کرد..!

قصدم از اینکارم این بود ک برم پیش جونگکوک... و تسلط بیشتری روش داشته باشم... روی خودش... روی رفت و آمدش... شاید تونستم از زیر زبون محافظاش چیزی بکشم بیرون؟

ب هر حال... من باید هرطور که شده به جونگکوک کمک کنم!

بعد از اینکه رسیدیم به عمارت جئون. همه ی خدمتکارا بهمون تعظیم کردن...
محافظ هاهم همینطور... خدمتکارا تغییر کرده بودن و همون قبلیا نبودن... اما محافظ ها همون قابلیا بودن!

توی خدمتکارا دنبال اون دختره که اسمش فیونا بود گشتم... همون خدمتکاری ک بهم حسودی میکرد و... نه اونم نبود! پس رفته بودن! ولی کجا!؟...

جونگکوک دستمو گرفت و باهم وارد اتاق شدیم. هعییی یادش بخیررر!!! اینجا هنورم تغییر نکرده!

دلم واقعا برای اون روزا تنگ شد!
همینکه با لبخند گفتم: یادش بخی_

یهو در زدن: رئیس؟

جونگکوک در رو باز کرد: چیشده!؟

اوهه!!! این مردی که پشت دره همون دوسته جونگکوکه!!! اسمش چی بود... اها تهیونگ!

تهیونگ زیر لب و با استرس چیزی رو زمزمه میکرد... لحظه ای بعد جونگکوک اخمی کرد و سرتکون داد. تهیونگ رفت. جونگکوک رو کرد به من و گفت: عااا... ا. ت؟ مممم.. من یه کاری برام پیش اومده، خب؟ تو همینجا بمون! من زود برمیگردم!

کار!؟؟ نه نهههه!!! من نباید کوک رو تنها بزارممم!!
به اصرار گفتم: میشه منم باهات بیاااممم؟؟؟ توروخدااا!!!!

کوک از حرفم تعجب کرد.. یکم فکر کرد و...

⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══════════ـ݂᪶݃ᩚ⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅
ادامه دارد...

#فیک
#فیک_جونگکوک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_عاشقانه
#رمان
#رمان_عاشقانه
#عاشقانه
دیدگاه ها (۱۰)

هورااااااااااااااا موفق شدیمممممممم😍🎉👏🏻👏🏻💪🏻🥳🥳🥳✨🤩

خب خبببب قراره به تغییری به پیج بدیممماینجا میشه پیج فقط مخص...

عااا... خب یه چی بگم... خطاب به همه... از وقتی کات کردم، همه...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part ۱۹ از زبان راوی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط