چندپارتی
#چندپارتی
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part¹⁸
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
معلم وارد کلاس شد. اول شروع کرد به حضور غیاب
÷لی سوبین؟
لی سوبین:حاضر
÷لی مینهو؟
همون لحظه که لینو رو صدا زد در کلاس باز شد . لینو و اون دوتا وارد کلاس شدن
÷هی!چرا انقدر دیر اومدی؟
+ببخشید...دیگه تکرار نمیشه
÷برید سر جاهاتون
معلم روش رو کرد به تخته و شروع کرد به درس دادن .
ویو لینو
گوشیم رو یواشکی بدون اینکه معلم بفهمه درآوردم و به گروهی که من و هیون جون و یه وون توشیم پیام دادم
(صفحه چتشون)
+چطوری به ا.ت اعتراف کنم؟؟
^فعلا زوده برای اعتراف کردن
+پس کِی باید این کار رو بکنم؟
*بهت که گفتیم بزار بکم باهم صمیمی بشین بعد
+میخوام همین زنگ بعد بهش اعتراف کنم
*چییی مگه خل شدیی؟
(لینو داشت تایپ میکرد که معلم اومد بالاسرش)
÷لینوو!!
با شنیدن صدای استاد بالا سرم سریع گوشیم رو خاموش کردم و گذاشتم تو جیب شلوارم
+بله آقا چیزی شده؟
÷داشتی چه غلطیی میکردی؟؟
+من؟؟داشتم به درس گوش میدادم
÷پس چرا هرچی صدات زدم بیایی پا تخته نیومدی؟
+خب...این اواخر گوشم مشکل پیدا کرده...صدا هارو درست نمیتونم بشنوم و گوشم خیلی درد میکنه
÷برای چی سر کلاس من گوشیت رو روشن کردی؟
هیچ جوابی ندادم و به جلوم نگاه کردم که معلم دستش رو آورد جلو تا گوشیم رو برداره ولی من سریع دستم رو گذاشتم رو گوشی و نذاشتم گوشی رو برداره. کلاس آهسته جوری که معلم نفهمه میخندیدن حتی ا.ت...این لبخندش باعث شد بیشتر از قبل تپش قلب بگیرم
÷گوشیی رو بده منن!!
سریع از روی نیمکت بلند شدم و از بغل معلم رد شدم و با عجله از کلاس زدم بیرون و معلم هم دنبالم اومد و داشتیم توی راهروی مدرسه میدویدیم
ادامه دارد...
بچه ها ببخشید دیر گذاشتم من واقعا حالم خیلی بده و بعضی وقت ها هم نتم ضعیفه 🙏
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part¹⁸
.
.
.
.
.
ویو ا.ت
معلم وارد کلاس شد. اول شروع کرد به حضور غیاب
÷لی سوبین؟
لی سوبین:حاضر
÷لی مینهو؟
همون لحظه که لینو رو صدا زد در کلاس باز شد . لینو و اون دوتا وارد کلاس شدن
÷هی!چرا انقدر دیر اومدی؟
+ببخشید...دیگه تکرار نمیشه
÷برید سر جاهاتون
معلم روش رو کرد به تخته و شروع کرد به درس دادن .
ویو لینو
گوشیم رو یواشکی بدون اینکه معلم بفهمه درآوردم و به گروهی که من و هیون جون و یه وون توشیم پیام دادم
(صفحه چتشون)
+چطوری به ا.ت اعتراف کنم؟؟
^فعلا زوده برای اعتراف کردن
+پس کِی باید این کار رو بکنم؟
*بهت که گفتیم بزار بکم باهم صمیمی بشین بعد
+میخوام همین زنگ بعد بهش اعتراف کنم
*چییی مگه خل شدیی؟
(لینو داشت تایپ میکرد که معلم اومد بالاسرش)
÷لینوو!!
با شنیدن صدای استاد بالا سرم سریع گوشیم رو خاموش کردم و گذاشتم تو جیب شلوارم
+بله آقا چیزی شده؟
÷داشتی چه غلطیی میکردی؟؟
+من؟؟داشتم به درس گوش میدادم
÷پس چرا هرچی صدات زدم بیایی پا تخته نیومدی؟
+خب...این اواخر گوشم مشکل پیدا کرده...صدا هارو درست نمیتونم بشنوم و گوشم خیلی درد میکنه
÷برای چی سر کلاس من گوشیت رو روشن کردی؟
هیچ جوابی ندادم و به جلوم نگاه کردم که معلم دستش رو آورد جلو تا گوشیم رو برداره ولی من سریع دستم رو گذاشتم رو گوشی و نذاشتم گوشی رو برداره. کلاس آهسته جوری که معلم نفهمه میخندیدن حتی ا.ت...این لبخندش باعث شد بیشتر از قبل تپش قلب بگیرم
÷گوشیی رو بده منن!!
سریع از روی نیمکت بلند شدم و از بغل معلم رد شدم و با عجله از کلاس زدم بیرون و معلم هم دنبالم اومد و داشتیم توی راهروی مدرسه میدویدیم
ادامه دارد...
بچه ها ببخشید دیر گذاشتم من واقعا حالم خیلی بده و بعضی وقت ها هم نتم ضعیفه 🙏
- ۱۶۹
- ۰۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط