چندپارتی
#چندپارتی
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part¹⁷
.
.
.
.
.
(پرش زمانی به بعد از مدرسه ادمین زیادی گشاده)
ویو ا.ت
دوباره مثل همیشه به سمت مدرسه میرم...همش دارم به این فکر میکنم اون زنه چطور پیدام کرده؟چطوری از دستش خلاص بشم؟ توی همین فکر ها بودم که به یک چیز محکمی خوردم. داشتم میافتادم که بازویی دور کمرم حلقه شد و نگذاشت من بیافتم زمین. لینو رو دیدم که من رو گرفته تا نیافتم زمین، سریع از بازوش خودم رو بیرون کشیدم و تلو تلو به عقب رفتم. ما الان توی حیاط مدرسه ایم. اصلا متوجه نشدم کی به مدرسه رسیدم
_سلام
+لبت چیشده؟
دستم رو گذاشتم رو لبم و زخمم رو حس کردم
_ها...هیچی...فقط توی راه افتادم زمین
+باید حواست به جلوی پات باشه اگه میخوای آسیب نبینی
_لینو...
+چیه؟
_چرا دیروز اون حرف رو زدی؟
+چیو؟
هیچ حرفی نزدم و فقط به چشماش نگاه کردم ولی اون ادامه داد
+آها...فقط همینطوری گفتم که دستت رو ول کنه
_آخه...
وسط حرفم پرید
+بیخیال بیا بریم سر کلاس
_باشه
با هم سمت کلاس حرکت کردیم و سر جاهامون نشستیم.به هانا سلام کردم و یکم با هم حرف زدیم.
ویو لینو
نشستم سر جام و به ا.ت نگاه کردم ولی هیون جون و یه وون مانع دیدم شدن
^هی دنبالمون بیا
+چی شده؟
^بیا میفهمی خودت
+اه...باشه
بلند شدم و رفتم دنبالشون به پشت مدرسه رفتیم
+خب...چتونه؟
^هی چرا این روزا عجیب غریب شدی؟
+منظورت چیه؟
*منظورش اینه که دیگه با ما کم میگردی ، بچه هارو اذیت نمیکنی و باهامون سیگار نمیکشی
+مگه تغییر کردن بده؟
^نه بد نیست ولی...میخواستم بپرسم بخاطر ا.ت است؟
+چیی؟نه اصلا(با صدای یکم بلند)
*پس چرا انقدر باهاش رفت و آمد داری؟
+من کی پیش اون رفتم؟چرا هی چرت میگید؟
^چند وقت پیش دیدیمت با ا.ت
(فلش بک به چند دقیقه پیش)
ویو هیون جون
با یه وون به سمت مدرسه میرفتیم که لینو رو دیدیم که با بازوش ا.ت رو گرفته . آروم به یه وون گفتم.
^هی!دیدی بهت گفتم این لینو از ا.ت خوشش میاد
*حتی اگه نمیگفتی خودم هم میدونستم.
(پایان فلش بک)
ویو لینو
زیر لب زمزمه کردم
_اه...گوه توش
*خب...چرا نمیری بهش اعتراف کنی؟
دیگه باید قبول کنم که این ها فهمیدن من از ا.ت خوشم میاد
+آخه چجوری بهش بگم؟
^من میگم فعلا بهش چیزی نگو...ممکنه مثل جونگین سریع ردت کنه.
+پس باید چیکار کنم؟
^سعی کن باهاش صمیمی بشی بعد بهش اعتراف کن
(صدای زنگ مدرسه)
*فعلا بیایید بریم سر کلاس
+باشه
ادامه دارد...
#لینو
#استری_کیدز
{My enemy}
part¹⁷
.
.
.
.
.
(پرش زمانی به بعد از مدرسه ادمین زیادی گشاده)
ویو ا.ت
دوباره مثل همیشه به سمت مدرسه میرم...همش دارم به این فکر میکنم اون زنه چطور پیدام کرده؟چطوری از دستش خلاص بشم؟ توی همین فکر ها بودم که به یک چیز محکمی خوردم. داشتم میافتادم که بازویی دور کمرم حلقه شد و نگذاشت من بیافتم زمین. لینو رو دیدم که من رو گرفته تا نیافتم زمین، سریع از بازوش خودم رو بیرون کشیدم و تلو تلو به عقب رفتم. ما الان توی حیاط مدرسه ایم. اصلا متوجه نشدم کی به مدرسه رسیدم
_سلام
+لبت چیشده؟
دستم رو گذاشتم رو لبم و زخمم رو حس کردم
_ها...هیچی...فقط توی راه افتادم زمین
+باید حواست به جلوی پات باشه اگه میخوای آسیب نبینی
_لینو...
+چیه؟
_چرا دیروز اون حرف رو زدی؟
+چیو؟
هیچ حرفی نزدم و فقط به چشماش نگاه کردم ولی اون ادامه داد
+آها...فقط همینطوری گفتم که دستت رو ول کنه
_آخه...
وسط حرفم پرید
+بیخیال بیا بریم سر کلاس
_باشه
با هم سمت کلاس حرکت کردیم و سر جاهامون نشستیم.به هانا سلام کردم و یکم با هم حرف زدیم.
ویو لینو
نشستم سر جام و به ا.ت نگاه کردم ولی هیون جون و یه وون مانع دیدم شدن
^هی دنبالمون بیا
+چی شده؟
^بیا میفهمی خودت
+اه...باشه
بلند شدم و رفتم دنبالشون به پشت مدرسه رفتیم
+خب...چتونه؟
^هی چرا این روزا عجیب غریب شدی؟
+منظورت چیه؟
*منظورش اینه که دیگه با ما کم میگردی ، بچه هارو اذیت نمیکنی و باهامون سیگار نمیکشی
+مگه تغییر کردن بده؟
^نه بد نیست ولی...میخواستم بپرسم بخاطر ا.ت است؟
+چیی؟نه اصلا(با صدای یکم بلند)
*پس چرا انقدر باهاش رفت و آمد داری؟
+من کی پیش اون رفتم؟چرا هی چرت میگید؟
^چند وقت پیش دیدیمت با ا.ت
(فلش بک به چند دقیقه پیش)
ویو هیون جون
با یه وون به سمت مدرسه میرفتیم که لینو رو دیدیم که با بازوش ا.ت رو گرفته . آروم به یه وون گفتم.
^هی!دیدی بهت گفتم این لینو از ا.ت خوشش میاد
*حتی اگه نمیگفتی خودم هم میدونستم.
(پایان فلش بک)
ویو لینو
زیر لب زمزمه کردم
_اه...گوه توش
*خب...چرا نمیری بهش اعتراف کنی؟
دیگه باید قبول کنم که این ها فهمیدن من از ا.ت خوشم میاد
+آخه چجوری بهش بگم؟
^من میگم فعلا بهش چیزی نگو...ممکنه مثل جونگین سریع ردت کنه.
+پس باید چیکار کنم؟
^سعی کن باهاش صمیمی بشی بعد بهش اعتراف کن
(صدای زنگ مدرسه)
*فعلا بیایید بریم سر کلاس
+باشه
ادامه دارد...
- ۱.۸k
- ۳۱ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط