{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد !

شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد !
حتی قلم ، ‌گاهی به جایت درد دارد !

وقتی که دلتنگی فقط باید بباری
حتی خدا هم ، پا به پایت درد دارد !

با گریه هر شب سر به بالین ‌می گذاری
هر تار و پودت ، بی نهایت درد دارد !

شب ها که تنها می شوی با خاطراتش
حتی خیالش هم ، برایت درد دارد !

با غم دعایش می کنی ، برگردد اما
در آن زمان ، حال دعایت درد دارد !

همصحبت تو می شود دیوار و دفتر
شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد !


آنجلا_راد
دیدگاه ها (۱)

پارت : 19 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*یک ساعت بعد، استادیوم تقر...

شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد !حتی قلم ، ‌گاهی به جایت در...

شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد !حتی قلم ، ‌گاهی به جایت در...

شاعر که باشی ، شعرهایت درد دارد !حتی قلم ، ‌گاهی به جایت در...

دلا شب ها نمی نالی به زاری سر راحت به بالین می گذاری تو صاحب...

دلا شب ها نمی نالی به زاریسر راحت به بالین می گذاریتو صاحب د...

دلا شب ها نمی نالی به زاریسر راحت به بالین می گذاریتو صاحب د...

بارالها دولت شب بیداران نصیب مان فرما! دلا شب ها نمی نالی ب...

دلا شب ها نمی نالی به زاریسر راحت به بالین می گذاریتو صاحب د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط