{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت
که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت
منی که خاک نشین بودم از تجلی عشق
گذشته ام ز فلک هم به نردبان سکوت
نهفته باید و بنهفتم آنچه را دیدم
که عهد,عهد غم است و زمان,زمان سکوت
از این سکوت هم ای با خرد مشو نومید
چه قصه ها که برون آید از میان سکوت
شکار زیرک از این ورطه سخت بگریزد
هزار تیر فغان دارد این کمان سکوت
چه شکوه ها که به گوش آید از زبان نگاه
چه رازها که برون افتد از دهان سکوت
فغان سوختگان گوش دیگری خواهد
چه قصه گویمت ای دل, از این جهان سکوت
(معینی کرمانشاهی)
دیدگاه ها (۱۲)

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوتکه قیمتم بشناسد به امتحان سک...

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت که قیمتم بشناسد به امتحان س...

(surprise)زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت(surprise)که قیمتم...

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوتکه قیمتم بشناسد ، به امتحان ...

زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوتکه قیمتم بشناسد به امتحان سک...

می گی در ره عشق از اون پاکیزه ها شی خدا کنه عزیزم حقیقت گفته...

گیرم گلاب ناب شما اصل قمصر است(بیداد خراسانی)غزل مثنوی بسیار...

فال روز متولدین تیر:این را به یاد داشته باشید که شادی شما به...

سید کریم امیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط