زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت
زمانه دوخت لبم را به ریسمان سکوت
که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت
منیکه خاک نشین بودم از تجلّیِ عشق
گذشته ام ز فلک هم به نردبانِ سکوت
از این سکوت هم ای با خِرَد مشو نومید
چه قصه ها که برون آید از میان سکوت
فغانِ سوختگان گوش دیگری خواهد
چه قصه گویمت ای دل ، از این جهان سکوت
که قیمتم بشناسد به امتحان سکوت
منیکه خاک نشین بودم از تجلّیِ عشق
گذشته ام ز فلک هم به نردبانِ سکوت
از این سکوت هم ای با خِرَد مشو نومید
چه قصه ها که برون آید از میان سکوت
فغانِ سوختگان گوش دیگری خواهد
چه قصه گویمت ای دل ، از این جهان سکوت
- ۲.۵k
- ۱۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط