{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک نفر امد قرارم را گرفت

یک نفر امد قرارم را گرفت

برگ و بار و شاخسارم را گرفت

چهار فصل من بهار بود ، حیف

باد پائیزی بهارم را گرفت

اعتباری داشتم در پیش عشق

با نگاهی اعتبارم را گرفت

عشق یا چیزی شبیه عشق بود

آمد و دار و ندارم را گرفت
دیدگاه ها (۱)

ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻧﻢ؛ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﻛﻨﻢ ﺍﺯ ﺩﻟﺖ؛...

مشکی ترین ستاره‌ی شبهاست چشم توشاید خسوف کامل دنیاست چشم توض...

لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شودآسمان می ترکد و آشوب ...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل مریمجان به قربان تو و چشم سیاهت...

,,The Knight in Love,,

رمان دریای عشق فصل دوم پارت ۲۶ ویو یونا لباش رو گزاشت رو لبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط