{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شود

لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شود
آسمان می ترکد و آشوب برپا می شود

از لبان بسته ام با مُهر لب هایت ببین
صرف فعل دوستت دارم چه زیبا می شود

در کنارم استکان و دست من در دست توست
تا سحر بیدار بنشینیم اِحیا می شود

تا تو هستی و غزل من عاشقت هستم ولی
وعده های بی خودت امروز و فردا می شود

من عذابم با تو تا روز قیامت هم بجاست
پرده بردارم ز دردم موج دریا می شود

نازخاتون منی از صد هزاران سالِ پیش
بوی جوی مولیانم در تو پیدا می شود
دیدگاه ها (۲)

یک نفر امد قرارم را گرفتبرگ و بار و شاخسارم را گرفتچهار فصل ...

ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻤﺎﻧﻢ؛ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺩﻟﺘﻨﮕﯽ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﻛﻨﻢ ﺍﺯ ﺩﻟﺖ؛...

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل مریمجان به قربان تو و چشم سیاهت...

خود را شبی در آینه دیدم ، دلم گرفت از فکر اینکه قد نکشیدم دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط