{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل مریم

ای فدای تو و آن ناز نگاهت گل مریم
جان به قربان تو و چشم سیاهت گل مریم
باورت هست از آن لحظه که تو دور شدی
همه شب منتظرم بر سر راهت گل من
باورت هست دمادم به تو من می گفتم
شده بر دوش من آن بار گناهت گل مریم

این همه سردی تو باز عذابم داده‌است
مگر آغوش کسی گشته پناهت گل مریم
یادت آمد به تو گفتم که چه زیبا شده ای
با گلی را که زدی تو به کلاهت گل مریم

بارها گفته ام ای دوست چنین آه مکش
چون که آتش بکشد خرمن آهت گل مریم
دیدگاه ها (۲)

لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شودآسمان می ترکد و آشوب ...

یک نفر امد قرارم را گرفتبرگ و بار و شاخسارم را گرفتچهار فصل ...

خود را شبی در آینه دیدم ، دلم گرفت از فکر اینکه قد نکشیدم دل...

ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺭﺩ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻏﻢ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻧﻮ ﺟﺎﻥﮐﻪ ﻫﺮﭼﻪ ﺍﺯﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻢ ﺍﺳﺖ ...

ص ۳۷فکر روز دوشنبه خانه پریسا عذابم میداد با خودم میگفتم  اگ...

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط