spyfamily
spy×family
فصل •۳• پارت•۸•
دامیان: کله صورتی میگم.
آنیا: بیفرما
دامیان: تو منو دوست داری ؟
آنیا آب تو دهنش بود همه میریزه بیرون
یه چند تا سرفه میکنه و میگه : چی؟
دامیان: میدونستم نداری...
آنیا تو ذهنش: نه نه نه باید دروغ بگم؟ وای چندشم میشه ولی برای بابا...
آنیا: من دوست دارم...
دامیان: چ...چی؟؟؟؟
انیا: اره. دوست دارم دیگه ؟ چرا پس از کلاس اول دنبالتم آقای دزمونددددد
دامیان: ع.....ععععع (سرخ شده+) خب باشه حالا نباید اصن میپرسیدم ....
آنیا: عروسی مون کی باشه؟
دامیان چهار تا سرفه میکنه میگه: عروسیییییی؟؟؟؟؟؟!؟!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه همین نامزدی سوری نبود؟ چرا الان باید به فکر عروسیی باشی تو دختره کله پوکککک
آنیا: مشکلش چیه؟ ازدواج عشق میاره دیگه
دامیان: برو بابا من عاشقت نشدم هنوز
آنیا: گانننننننننننننننننننن!!!!!!!!
دامیان: پاشو بریم....
آنیا : باشه بریم.....
«ببخشیدد کم. بودددد»
فصل •۳• پارت•۸•
دامیان: کله صورتی میگم.
آنیا: بیفرما
دامیان: تو منو دوست داری ؟
آنیا آب تو دهنش بود همه میریزه بیرون
یه چند تا سرفه میکنه و میگه : چی؟
دامیان: میدونستم نداری...
آنیا تو ذهنش: نه نه نه باید دروغ بگم؟ وای چندشم میشه ولی برای بابا...
آنیا: من دوست دارم...
دامیان: چ...چی؟؟؟؟
انیا: اره. دوست دارم دیگه ؟ چرا پس از کلاس اول دنبالتم آقای دزمونددددد
دامیان: ع.....ععععع (سرخ شده+) خب باشه حالا نباید اصن میپرسیدم ....
آنیا: عروسی مون کی باشه؟
دامیان چهار تا سرفه میکنه میگه: عروسیییییی؟؟؟؟؟؟!؟!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه همین نامزدی سوری نبود؟ چرا الان باید به فکر عروسیی باشی تو دختره کله پوکککک
آنیا: مشکلش چیه؟ ازدواج عشق میاره دیگه
دامیان: برو بابا من عاشقت نشدم هنوز
آنیا: گانننننننننننننننننننن!!!!!!!!
دامیان: پاشو بریم....
آنیا : باشه بریم.....
«ببخشیدد کم. بودددد»
- ۷.۱k
- ۰۹ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط