یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم
یه بار عاشق شده بودم و شکست عشقی بدی خورده بودم
واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم
بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه
گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرم
گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس داری
یعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتی؟
نامردا نقطه ضعفِ منو پیدا کرده بودن
واسه همین رفتم تو اتاق و درو رو خودم بستم
بعد از یه ساعت صدام کردن که بیا شام بخور داره سرد میشه
گفتم: من دیگه هیچی نمیخورم ، میخوام بمیــــــــرم
گفتن : شام ماکارونیه ، ته دیگ سیب زمینی هم داره که دوس داری
یعنی اونو بیشتر از ماکارونی دوست داشتی؟
نامردا نقطه ضعفِ منو پیدا کرده بودن
- ۲.۶k
- ۰۳ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط