{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به تو نمی رسم حتی اگر ساعتم را به وقت چشم هایت تنظیم کنم.

به تو نمی رسم حتی اگر ساعتم را به وقت چشم هایت تنظیم کنم. حتی اگر حواسم ندود، دنبال بادبادک های گم شده در آسمان یا لحظه ای کوتاه نایستم تا گنجشک های روی سیم چراغ برق را بشمارم. به تو نمی رسم، نه اینکه تو خیلی تند می روی، نه اینکه حواست به من نیست. نه... اما نمی دانم چرا سر هر پیچ، گمت می کنم و همیشه فراموش می کنم قبل از رفتن، نشانی مقصدت را بپرسم تا لااقل بدانم در کدام ثانیه می توانم دوباره به تو سلام کنم.

کمی بایست. نفس تازه کن. بگذار من سر به هوا دست سایه ات را بگیرم تا بهانه ای برای نرسیدن نداشته باشم. من که همیشه دیر می کنم. این بار تو کمی با من راه بیا. هرچند می دانم که باز هم به تو نمی رسم...
دیدگاه ها (۱)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①⑦ _بخش اول_ حالا وقتش نیست که ب...

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟕𝟗ات روی تخت بیمارستان دراز کش...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش دوم__سوروسیک کافه متحرک پیدا می‌کنم و پایی...

از دشمنان تا عاشقان

اسکات فوق سنگین و سر سام اوراین هایی که می گن با امپول این و...

پروانه جان

گاهی فکر می‌کنم بعضی آدم‌ها بی‌خبر وارد زندگی آدم میشن و بعد...

🥀 سناریو: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید»شوگا × تو | خیانت، ...

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط