{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این حرفی که امروز به تو می گویم، شبیه تیله هایی می ماند ک

این حرفی که امروز به تو می گویم، شبیه تیله هایی می ماند که از جعبه صاحب بازیگوشش افتاده باشد روی پله ها و تا خانه همسایه ها سرک کشیده باشد. و بی خیال، قل بخورد تا اولین پنجره، اولین شیشه، و همان جا بماند. این حرفی که امروز به تو می گویم به شکل عاشقانه ای می تواند نسل به نسل بگردد و آینده ای را تضمین کند، شبیه آینه. که حتی شکسته اش هم وظیفه دان است. این حرفی که امروز به تو می گویم به حرف دلم می ماند و شبیه دوستت دارم محترم است. خوب گوش کن. به آدم ها دقت نکن. دقت می دهند...
دیدگاه ها (۱)

به تو نمی رسم حتی اگر ساعتم را به وقت چشم هایت تنظیم کنم. حت...

در هر صبح خدا به من لبخند می زندمن رویای تورا به خدایم می گو...

جناب تابستان سلام. هنوز نیامده ای اما شنیده ام همین نزدیکی ه...

شانه هایت دم صبح خنکایی دارد که سَر ِ داغِ مرا مرهم از اوست!...

خداوند در جایی دور از آسمان‌ها منتظر تو نیستو در معبد، مسجد،...

به آرامی از اتاق خارج شد .... هر قدم برایش مثل راه رفتن روی ...

پارت ۶: حقیقتی که دفن شده بودخانه بعد از رفتن آن مرد، در سکو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط