ویو ات
ویو ا.ت:
داشتم آینه به خودم نگاه میکردم که یهو جونگکوک وارد اتاقم شد اولش شوکه شدم چون بدون در زدن وارد شد ولی بعد چند ثانیه به سمتش برگشتم که یهو یه سمتم هجوم آورد یه میلی متر باهام فاصله داشت چرا دروغ بگم ولی صدای ضربان قلبم به وضوح شنیده میشد که احساس کردم از اضطراب و خجالت لپام و گوشم قرمز شده بود که جونگکوک خودش رو بیشتر بهم چسبوند که یهو یه احساس نرمی روی لبام احساس کردم باورم نمیشه اون منو بوسید این اولین بوسه ام بود خیلی داشتم خجالت میکشیدم که یهو یه دردی توی لبام حس کردم
ویو جونگکوک:
بعد از اینکه ا.ت رفت بالا به سمت اتاقش رفتم و واردش شدم داشت به آینه نگاه میکرد که که با دیدنم با شوک به طرفم برگشت که نزدیکش شدم و چسبوندمش به میز آرایشی که توی اتاق بود ضربان قلب خیلی تند میزد و قرمز شده بود که به سمت لباش هجوم بردم داشتم مک میزدم که همراهی نکرد با گاز کوچولویی که از لباش گرفتم یواش یواش نرم شد و همراهی کرد
ویو ا.ت:
نمیدونم چرا ولی یواش یواش رام شدم و بوسه رو ادامه دادم همینطور که داشتم میبوسیدمش که دستامو پشت گردنش قفل کردم اونم از کمرم گرفت و بیشتر به سمت خودش کشید همینطور که داشتم با ولع میبوسیدمش که بلندم که منم پاهامو دور کمرش حلقه کردم ولی بوسه رو قطع نکردیم که یهو.....
داشتم آینه به خودم نگاه میکردم که یهو جونگکوک وارد اتاقم شد اولش شوکه شدم چون بدون در زدن وارد شد ولی بعد چند ثانیه به سمتش برگشتم که یهو یه سمتم هجوم آورد یه میلی متر باهام فاصله داشت چرا دروغ بگم ولی صدای ضربان قلبم به وضوح شنیده میشد که احساس کردم از اضطراب و خجالت لپام و گوشم قرمز شده بود که جونگکوک خودش رو بیشتر بهم چسبوند که یهو یه احساس نرمی روی لبام احساس کردم باورم نمیشه اون منو بوسید این اولین بوسه ام بود خیلی داشتم خجالت میکشیدم که یهو یه دردی توی لبام حس کردم
ویو جونگکوک:
بعد از اینکه ا.ت رفت بالا به سمت اتاقش رفتم و واردش شدم داشت به آینه نگاه میکرد که که با دیدنم با شوک به طرفم برگشت که نزدیکش شدم و چسبوندمش به میز آرایشی که توی اتاق بود ضربان قلب خیلی تند میزد و قرمز شده بود که به سمت لباش هجوم بردم داشتم مک میزدم که همراهی نکرد با گاز کوچولویی که از لباش گرفتم یواش یواش نرم شد و همراهی کرد
ویو ا.ت:
نمیدونم چرا ولی یواش یواش رام شدم و بوسه رو ادامه دادم همینطور که داشتم میبوسیدمش که دستامو پشت گردنش قفل کردم اونم از کمرم گرفت و بیشتر به سمت خودش کشید همینطور که داشتم با ولع میبوسیدمش که بلندم که منم پاهامو دور کمرش حلقه کردم ولی بوسه رو قطع نکردیم که یهو.....
- ۳.۰k
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط