{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد

اسم پروانه ای که در تاریکی می سوزد
پارت ۱۹
(ویو جونگ کوک)
سریع جلوی دکتر ایستادم و........
جونگ کوک: حالش خوبه
دکتر یکم مکث کرد و با یکم آرامش شروع کرد.........
دکتر : عمل موفقیت آمیز بود...چند بار هین عمل ایست قلبی داشتن و کلأ امیدی
به زندگی نداشتن..... الان احتمال زنده موندنش خیلی زیاد نیست باید منتظر
باشیم ببینم به هوش میاد.....تمام سعی مون می کنیم
جونگ کوک: ممنون
دکتر رفت دوباره تو فکر فرو رفتم.....
(۲ روز بعد )
الان دو روز بهوش نیومده دیگه به بیمارستان نرفتم و به مراسم دوستم
رفتم اون یکی از عزیز ترینام بود که همیشه حرفام گوش می کرد
ولی الان زیر این خاک سرده...........
با صدای زنگ گوشیم به خودم اومدم......
دکتر نابی بود گوشی جواب دادم...
جونگ کوک: بله
دکتر: به هوش اومدن....‌ولی فعلآ داخل بخش مراقبت ویژه هستن ....و اینکه از
موقعی که دوستشون باهاشون حرف زدن فقط گریه می کنه
وقتی دکتر جمله آخر گفت متوجه شدم که خبر مرگ یه جون فهمیده.......
ولی چرا این دوتا اینقدر برای همدیگه ارزش قائل بودن ........
دکتر قطع کرد و سوال هایی داخل ذهنم ایجاد شد .....
مگه یه جون دوست گوک مین نبود پس چرا طرف نابی بود ؟
چرا نابی اینقدر برای مرگ یه جون ناراحت شد ؟
چرا اخرین لحظه یه جون ازم خواست مراقب نابی باشم ؟
تمام این سوالات قطعا جواب داره و جوابش دست نابی....
یعنی باید جواب سوالم ازش بپرسم... ولی من دیگه نمی خوام نابی ببینم اگه
ببینمش مامانم بفهمه مراقب یک دخترم قطعا من مجبور می کنه با دختر عموم
ازدواج کنم ولی می تونم از دور مراقبش باشم از افکارم خارج شدم و ......
(ویو نابی)
دیدگاه ها (۱۱)

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

#دوست_پسر_شیطون_من Part:5بعد چند ساعت ولم کرد و بغلم کرد و خ...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

معاملهp24جونگ‌کوک چند لحظه ساکت ماند. هنوز بی‌جان روی دست‌ها...

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط